girdles

[ایالات متحده]/ˈɡɜːdəlz/
[بریتانیا]/ˈɡɜrdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. احاطه کردن; حلقه زدن; حلقه زدن; با کمربند بستن
n. (بندهای حمایتی برای اندام‌ها) کمربندها; کمربندهای کمر; اشیاء دایره‌ای; کُرسِت‌های زنانه; کُرسِت‌ها; گُردل‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

girdles of strength

کمربندهای قدرت

girdles of support

کمربندهای پشتیبانی

girdles of safety

کمربندهای ایمنی

girdles of power

کمربندهای توان

girdles for fitness

کمربندهای تناسب اندام

girdles of protection

کمربندهای محافظت

girdles of fashion

کمربندهای مد

girdles of beauty

کمربندهای زیبایی

girdles of restraint

کمربندهای محدودیت

girdles of control

کمربندهای کنترل

جملات نمونه

she wore a beautiful dress with intricate girdles.

او یک لباس زیبا با بندهای تزئین شده پوشید.

girdles can enhance the silhouette of an outfit.

بندها می‌توانند ظاهر لباس را بهبود بخشند.

many athletes use girdles for support during training.

بسیاری از ورزشکاران از بندها برای حمایت در طول تمرین استفاده می‌کنند.

she tightened the girdles around her waist.

او بندها را دور کمر خود محکم کرد.

fashion designers often experiment with different styles of girdles.

طراحان مد اغلب با سبک‌های مختلف بندها آزمایش می‌کنند.

girdles are often used in historical costumes.

بندها اغلب در لباس‌های تاریخی استفاده می‌شوند.

she found a vintage girdle at the thrift store.

او یک بند قدیمی در مغازه دست دوم پیدا کرد.

girdles can be both functional and fashionable.

بندها می‌توانند هم کاربردی و هم مد روز باشند.

he wore a girdle for extra support during his workout.

او برای حمایت بیشتر در طول تمرین خود بند پوشید.

girdles are an essential part of some traditional dresses.

بندها بخشی ضروری از برخی لباس‌های سنتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید