glaciologist study
تحقیقات متخصص یخچالشناسی
glaciologist research
تحقیقات متخصص یخچالشناسی
glaciologist findings
یافتههای متخصص یخچالشناسی
glaciologist team
گروه متخصص یخچالشناسی
glaciologist report
گزارش متخصص یخچالشناسی
glaciologist data
اطلاعات متخصص یخچالشناسی
glaciologist analysis
تجزیه و تحلیل متخصص یخچالشناسی
glaciologist expertise
تخصص متخصص یخچالشناسی
glaciologist observation
مشاهده متخصص یخچالشناسی
glaciologist fieldwork
کار میدانی متخصص یخچالشناسی
the glaciologist studied the melting ice caps.
دانشمند یخچالشناسی، یخچالهای در حال ذوب را مطالعه کرد.
many glaciologists are concerned about climate change.
بسیاری از دانشمندان یخچالشناسی در مورد تغییرات آب و هوایی نگران هستند.
the glaciologist presented her findings at the conference.
دانشمند یخچالشناسی یافتههای خود را در کنفرانس ارائه کرد.
glaciologists often collaborate with climate scientists.
دانشمندان یخچالشناسی اغلب با دانشمندان اقلیمی همکاری میکنند.
she became a glaciologist after studying geology.
او پس از تحصیل در زمینشناسی به یک دانشمند یخچالشناسی تبدیل شد.
the glaciologist collected samples from the glacier.
دانشمند یخچالشناسی نمونههایی از یخچال جمعآوری کرد.
glaciologists use satellite imagery to track ice movement.
دانشمندان یخچالشناسی از تصاویر ماهوارهای برای ردیابی حرکت یخ استفاده میکنند.
the glaciologist published a paper on glacial erosion.
دانشمند یخچالشناسی مقالهای در مورد فرسایش یخچال منتشر کرد.
he aspires to be a glaciologist and study polar regions.
او خواسته دارد دانشمند یخچالشناسی شود و مناطق قطبی را مطالعه کند.
glaciologists monitor changes in glacier thickness over time.
دانشمندان یخچالشناسی تغییرات ضخامت یخچال را در طول زمان رصد میکنند.
glaciologist study
تحقیقات متخصص یخچالشناسی
glaciologist research
تحقیقات متخصص یخچالشناسی
glaciologist findings
یافتههای متخصص یخچالشناسی
glaciologist team
گروه متخصص یخچالشناسی
glaciologist report
گزارش متخصص یخچالشناسی
glaciologist data
اطلاعات متخصص یخچالشناسی
glaciologist analysis
تجزیه و تحلیل متخصص یخچالشناسی
glaciologist expertise
تخصص متخصص یخچالشناسی
glaciologist observation
مشاهده متخصص یخچالشناسی
glaciologist fieldwork
کار میدانی متخصص یخچالشناسی
the glaciologist studied the melting ice caps.
دانشمند یخچالشناسی، یخچالهای در حال ذوب را مطالعه کرد.
many glaciologists are concerned about climate change.
بسیاری از دانشمندان یخچالشناسی در مورد تغییرات آب و هوایی نگران هستند.
the glaciologist presented her findings at the conference.
دانشمند یخچالشناسی یافتههای خود را در کنفرانس ارائه کرد.
glaciologists often collaborate with climate scientists.
دانشمندان یخچالشناسی اغلب با دانشمندان اقلیمی همکاری میکنند.
she became a glaciologist after studying geology.
او پس از تحصیل در زمینشناسی به یک دانشمند یخچالشناسی تبدیل شد.
the glaciologist collected samples from the glacier.
دانشمند یخچالشناسی نمونههایی از یخچال جمعآوری کرد.
glaciologists use satellite imagery to track ice movement.
دانشمندان یخچالشناسی از تصاویر ماهوارهای برای ردیابی حرکت یخ استفاده میکنند.
the glaciologist published a paper on glacial erosion.
دانشمند یخچالشناسی مقالهای در مورد فرسایش یخچال منتشر کرد.
he aspires to be a glaciologist and study polar regions.
او خواسته دارد دانشمند یخچالشناسی شود و مناطق قطبی را مطالعه کند.
glaciologists monitor changes in glacier thickness over time.
دانشمندان یخچالشناسی تغییرات ضخامت یخچال را در طول زمان رصد میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید