glasswork

[ایالات متحده]/ˈɡlɑːswɜːk/
[بریتانیا]/ˈɡlæsˌwɜrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارخانه شیشه; محصولات شیشه; تولید شیشه; کارخانه شیشه; محصولات شیشه

عبارات و ترکیب‌ها

glasswork art

هنر شیشه‌گری

glasswork design

طراحی شیشه‌گری

glasswork studio

استودیو شیشه‌گری

glasswork technique

تکنیک شیشه‌گری

glasswork exhibit

نمایشگاه شیشه‌گری

glasswork artist

هنرمند شیشه‌گری

glasswork workshop

کارگاه شیشه‌گری

glasswork collection

مجموعه شیشه‌گری

glasswork piece

قطعه شیشه‌گری

جملات نمونه

glasswork requires a lot of skill and precision.

ساختن آثار شیشه‌ای نیازمند مهارت و دقت زیادی است.

she specializes in contemporary glasswork.

او در زمینه ساخت آثار شیشه‌ای معاصر تخصص دارد.

the glasswork displayed at the gallery is stunning.

آثار شیشه‌ای به نمایش گذاشته شده در گالری بسیار چشمگیر هستند.

he learned glasswork techniques from a master artisan.

او تکنیک‌های ساخت آثار شیشه‌ای را از یک هنرمند برجسته آموخت.

many artists incorporate glasswork into their sculptures.

بسیاری از هنرمندان آثار شیشه‌ای را در مجسمه‌های خود به کار می‌برند.

glasswork can be both functional and decorative.

ساختمان شیشه‌ای می‌تواند هم کاربردی و هم تزئینی باشد.

attending a glasswork workshop was a great experience.

شرکت در یک کارگاه ساخت آثار شیشه‌ای یک تجربه فوق العاده بود.

her glasswork pieces often feature vibrant colors.

آثار شیشه‌ای او اغلب دارای رنگ‌های زنده هستند.

he has a passion for creating intricate glasswork.

او شور و اشتیاقی برای ساختن آثار شیشه‌ای پیچیده دارد.

the museum has a collection of ancient glasswork.

موزه دارای مجموعه‌ای از آثار شیشه‌ای باستانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید