glockenspiels

[ایالات متحده]/ˈɡlɒkənʃpiːl/
[بریتانیا]/ˈɡlɑːkənʃpiːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساز موسیقی که از مجموعه‌ای از میله‌های فلزی کوک شده تشکیل شده است و با چکش‌ها نواخته می‌شود؛ یک ساز کوبه‌ای که شبیه زیلوفون است

عبارات و ترکیب‌ها

play glockenspiel

اجرای زایلوفون

glockenspiel solo

اجرای تک‌نفره زایلوفون

glockenspiel music

موسیقی زایلوفون

glockenspiel player

نوازنده زایلوفون

glockenspiel notes

نت‌های زایلوفون

glockenspiel sounds

صدای زایلوفون

glockenspiel piece

قطعه زایلوفون

glockenspiel concert

اجرای زایلوفون

glockenspiel ensemble

اجرای گروهی زایلوفون

glockenspiel performance

اجرای زایلوفون

جملات نمونه

the glockenspiel adds a beautiful sound to the orchestra.

گلوکن‌اشپیل صدایی زیبا به ارکستر اضافه می‌کند.

she played the glockenspiel in the school band.

او در گروه مدرسه با گلوکن‌اشپیل نواخت.

the glockenspiel is often used in children's music classes.

گلوکن‌اشپیل اغلب در کلاس‌های موسیقی کودکان استفاده می‌شود.

he learned to play the glockenspiel during summer camp.

او در طول اردوی تابستانی یاد گرفت که چگونه گلوکن‌اشپیل بنوازد.

the melody from the glockenspiel was enchanting.

ملودی از گلوکن‌اشپیل مسحورکننده بود.

they performed a duet with the glockenspiel and flute.

آنها یک دوئت با گلوکن‌اشپیل و فلوت اجرا کردند.

the glockenspiel is a percussion instrument.

گلوکن‌اشپیل یک ساز کوبه‌ای است.

she practiced the glockenspiel every day to improve her skills.

او هر روز برای بهبود مهارت‌های خود با گلوکن‌اشپیل تمرین می‌کرد.

the glockenspiel's bright tones filled the concert hall.

آوای روشن گلوکن‌اشپیل سالن کنسرت را پر کرد.

he bought a glockenspiel as a gift for his daughter.

او یک گلوکن‌اشپیل به عنوان هدیه برای دخترش خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید