bells

[ایالات متحده]/belz/
[بریتانیا]/belz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع زنگ؛ صدای زنگ؛؛ مجموعه‌ای از زنگ‌ها که به صورت یک واحد آویزان و به صدا در می‌آید؛؛ شلوارهای گشاد؛

عبارات و ترکیب‌ها

bells and whistles

زنجره و حاشیه

ring bells

زنگ‌ها را به صدا درآوردن

hear wedding bells

شنیدن صدای ناقوس عروسی

bells of alarm

ناقوس خطر

silence the bells

زنگ‌ها را خاموش کردن

جملات نمونه

she loves the sound of church bells.

او از صدای ناقوس‌های کلیسا لذت می‌برد.

the bells rang out to celebrate the new year.

ناقوس‌ها برای جشن سال نو به صدا درآمدند.

he heard the bells chime from a distance.

او صدای ناقوس‌ها را از دور شنید.

the school bells signal the end of the day.

زنگ مدرسه نشان دهنده پایان روز است.

wedding bells are ringing in the air.

صدای ناقوس ازدواج در هوا می‌پیچد.

the bells were beautifully decorated for the festival.

ناقوس‌ها برای جشنواره به زیبایی تزئین شده بودند.

she bought a necklace with tiny bells.

او یک گردنبند با ناقوس‌های کوچک خرید.

he could hear the bells ringing as he walked through the town.

او می‌توانست صدای ناقوس‌ها را بشنود در حالی که از شهر عبور می‌کرد.

the bells tolled for the fallen heroes.

ناقوس‌ها برای قهرمانان جان باخته به صدا درآمدند.

they installed bells on their bicycles for safety.

آنها برای ایمنی، زنگ‌هایی روی دوچرخه‌های خود نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید