glomerules

[ایالات متحده]/ˈɡlɒm.ə.rjuːl/
[بریتانیا]/ˈɡlɑː.mə.rul/

ترجمه

n. یک ساختار یا خوشه کوچک شبیه به توپ؛ در گیاه‌شناسی، خوشه متراکمی از گل‌ها؛ در پزشکی، گلومرول، شبکه‌ای از رگ‌های خونی

عبارات و ترکیب‌ها

glomerule structure

ساختار گلومرول

glomerule function

عملکرد گلومرول

glomerule formation

تشکیل گلومرول

glomerule size

اندازه گلومرول

glomerule pathology

پاتولوژی گلومرول

glomerule blood

خون گلومرول

glomerule analysis

تجزیه و تحلیل گلومرول

glomerule health

سلامت گلومرول

glomerule disease

بیماری گلومرول

glomerule imaging

تصویربرداری گلومرول

جملات نمونه

the glomerule is an important structure in the kidney.

گلومرول یک ساختار مهم در کلیه است.

researchers study the glomerule to understand kidney diseases.

محققان گلومرول را برای درک بیماری‌های کلیوی مطالعه می‌کنند.

each glomerule filters blood to remove waste.

هر گلومرول خون را برای دفع مواد زائد فیلتر می‌کند.

the glomerule's function is vital for maintaining fluid balance.

عملکرد گلومرول برای حفظ تعادل مایعات حیاتی است.

damage to the glomerule can lead to serious health issues.

آسیب به گلومرول می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

doctors examine the glomerule under a microscope.

پزشکان گلومرول را زیر میکروسکوپ معاینه می‌کنند.

the glomerule plays a key role in the filtration process.

گلومرول نقش کلیدی در فرآیند فیلتراسیون ایفا می‌کند.

understanding glomerule function is essential for nephrology.

درک عملکرد گلومرول برای نفرولوژی ضروری است.

increased pressure in the glomerule can cause damage.

افزایش فشار در گلومرول می‌تواند باعث آسیب شود.

the health of the glomerule affects overall kidney function.

سلامتی گلومرول بر عملکرد کلیوی کلی تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید