the record's production is gloriously relaxed.
تولید رکورد به شکلی آرام و باشکوه انجام شد.
Against vast odds erewhile having gloriously won,
در برابر شانسهای زیاد و با پیروزی باشکوه قبلی.
Frost was not only a metrist but a poet who gloriously manhandled meter, making it stress fine shadings of speech and thought.
فرست نه تنها یک متریکنویس، بلکه شاعری بود که به شکلی ماهرانه با مترها برخورد میکرد و با استفاده از آنها، ظرافتهای بیان و تفکر را برجسته میکرد.
The sun rose gloriously over the mountains.
خورشید به شکلی باشکوه از فراز کوهها طلوع کرد.
She smiled gloriously as she accepted the award.
او با لبخندی باشکوه جایزه را دریافت کرد.
The team won the championship gloriously.
تیم به شکلی باشکوه قهرمانی را به دست آورد.
The fireworks lit up the sky gloriously.
آتشبازیها به شکلی باشکوه آسمان را روشن کردند.
The opera singer sang gloriously on stage.
خواننده اپرا به شکلی باشکوه روی صحنه آواز خواند.
The newlyweds danced gloriously at their wedding.
زوجهای تازه عروس به شکلی باشکوه در عروسی خود رقصیدند.
She painted the sunset scene gloriously.
او صحنه غروب خورشید را به شکلی باشکوه نقاشی کرد.
The athlete finished the race gloriously.
ورزشکار مسابقه را به شکلی باشکوه به پایان رساند.
The artist's masterpiece was displayed gloriously in the gallery.
شاهکار هنرمند به شکلی باشکوه در گالری به نمایش گذاشته شد.
The orchestra played the symphony gloriously.
ارکستر سمفونی را به شکلی باشکوه اجرا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید