gnocchi

[ایالات متحده]/ˈnɒki/
[بریتانیا]/ˈnɑːki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (کوفته‌های تهیه شده از آرد یا سیب‌زمینی); (کوفته‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

gnocchi soup

سوپ گنوتشی

gnocchi salad

سالاد گنوتشی

gnocchi dish

غذا با گنوتشی

gnocchi recipe

دستور تهیه گنوتشی

gnocchi sauce

سس گنوتشی

gnocchi dinner

شام با گنوتشی

gnocchi platter

سینی گنوتشی

gnocchi bake

گنوتشی پخته

gnocchi special

ویژه گنوتچی

gnocchi lovers

عاشقان گنوتچی

جملات نمونه

she made homemade gnocchi for dinner.

او برای شام، گنوچی خانگی درست کرد.

gnocchi can be served with a variety of sauces.

گنوچی را می‌توان با انواع سس‌ها سرو کرد.

they enjoyed gnocchi at the italian restaurant.

آنها از خوردن گنوچی در رستوران ایتالیایی لذت بردند.

gnocchi is a popular dish in italian cuisine.

گنوچی یک غذای محبوب در آشپزی ایتالیایی است.

she prefers her gnocchi with pesto sauce.

او ترجیح می‌دهد گنوچی خود را با سس پستو بخورد.

making gnocchi from scratch requires practice.

تهیه گنوچی از ابتدا نیاز به تمرین دارد.

he learned how to cook gnocchi during his travels.

او در طول سفر خود یاد گرفت که چگونه گنوچی بپزد.

gnocchi can be a comforting meal on a cold day.

گنوچی می‌تواند یک غذای دلپذیر در یک روز سرد باشد.

they paired the gnocchi with a rich tomato sauce.

آنها گنوچی را با یک سس گوجه فرنگی غنی همراه کردند.

gnocchi is often served as a starter or main course.

گنوچی اغلب به عنوان پیش غذا یا غذای اصلی سرو می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید