goalies

[ایالات متحده]/ˈɡəʊliz/
[بریتانیا]/ˈɡoʊliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازیکنانی که در ورزش ها دروازه را محافظت می کنند

عبارات و ترکیب‌ها

goalies save

دروازه‌بان‌ها مهار می‌کنند

goalies training

آموزش دروازه‌بان‌ها

goalies performance

عملکرد دروازه‌بان‌ها

goalies stats

آمار دروازه‌بان‌ها

goalies equipment

تجهیزات دروازه‌بان‌ها

goalies technique

تکنیک دروازه‌بان‌ها

goalies competition

رقابت دروازه‌بان‌ها

goalies coach

مربی دروازه‌بان‌ها

goalies drills

تمرینات دروازه‌بان‌ها

goalies gear

تجهیزات دروازه‌بان‌ها

جملات نمونه

the goalies played exceptionally well in the championship match.

در مسابقه قهرمانی، دروازه‌بان‌ها به طرز فوق‌العاده‌ای خوب بازی کردند.

both goalies made incredible saves during the game.

هر دو دروازه‌بان در طول بازی، مهارتهای باورانگیزی انجام دادند.

the team relies heavily on their goalies for success.

تیم برای موفقیت به شدت به دروازه‌بانان خود متکی است.

goalies need to stay focused throughout the entire match.

در طول کل مسابقه، دروازه‌بانان باید متمرکز بمانند.

young goalies often train with experienced mentors.

دروازه‌بانان جوان اغلب با مربیان باتجربه تمرین می‌کنند.

in ice hockey, goalies wear specialized protective gear.

در هاکی روی یخ، دروازه‌بانان لباس‌های محافظتی تخصصی می‌پوشند.

good communication between defenders and goalies is crucial.

ارتباط خوب بین مدافعان و دروازه‌بانان بسیار مهم است.

goalies often face pressure during penalty shootouts.

در طول پنالتی‌ها، دروازه‌بانان اغلب تحت فشار قرار می‌گیرند.

many goalies start their training at a young age.

بسیاری از دروازه‌بانان تمرینات خود را در سنین پایین شروع می‌کنند.

coaches analyze goalies' performances to improve their skills.

مربیان عملکرد دروازه‌بانان را برای بهبود مهارت‌های آنها تجزیه و تحلیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید