keepers

[ایالات متحده]/ˈkiːpəz/
[بریتانیا]/ˈkipərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگهبانان؛ شخصی که چیزی را مدیریت یا نظارت می‌کند؛ نگهبانان یا متولیان

عبارات و ترکیب‌ها

gate keepers

نگهبانان دروازه

data keepers

نگهبانان داده

treasure keepers

نگهبانان گنج

memory keepers

نگهبانان خاطره

time keepers

نگهبانان زمان

record keepers

نگهبانان سوابق

peace keepers

نگهبانان صلح

story keepers

نگهبانان داستان

fire keepers

نگهبانان آتش

secret keepers

نگهبانان راز

جملات نمونه

zoo keepers work hard to ensure the animals are healthy.

نگهبانان حیات وحش سخت تلاش می‌کنند تا از سلامت حیوانات اطمینان حاصل کنند.

the keepers of the ancient traditions passed them down through generations.

نگهبانان سنت‌های باستانی آن‌ها را در طول نسل‌ها منتقل کردند.

she is one of the best dog keepers in the city.

او یکی از بهترین نگهبانان سگ در شهر است.

keepers of the peace play a vital role in society.

نگهبانان صلح نقش حیاتی در جامعه ایفا می‌کنند.

the museum keepers ensure the artifacts are well-preserved.

نگهبانان موزه اطمینان حاصل می‌کنند که آثار باستانی به خوبی حفظ شده‌اند.

wildlife keepers often face challenges in their work.

نگهبانان حیات وحش اغلب با چالش‌هایی در کار خود روبرو هستند.

he is a keeper of secrets, never revealing anything.

او نگهبان اسراری است و هرگز چیزی را فاش نمی‌کند.

the keepers of the garden take great pride in their work.

نگهبانان باغ با افتخار زیادی در کار خود هستند.

good keepers of time help maintain order in our lives.

نگهبانان خوب زمان به حفظ نظم در زندگی ما کمک می‌کنند.

she became one of the keepers of her family's history.

او به یکی از نگهبانان تاریخ خانواده خود تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید