| جمع | goaltenders |
starting goaltender
دروازهبان شروع کننده
backup goaltender
دروازهبان پشتیبان
goalie goaltender
دروازهبان دروازهبان
experienced goaltender
دروازهبان باتجربه
young goaltender
دروازهبان جوان
talented goaltender
دروازهبان با استعداد
top goaltender
دروازهبان برتر
injured goaltender
دروازهبان مصدوم
new goaltender
دروازهبان جدید
the goaltender made a spectacular save to keep the team in the game.
دروازهبان یک واکنش دیدنی انجام داد تا تیم را در بازی نگه دارد.
the coach praised the goaltender for his quick reflexes.
مربی از واکنشهای سریع دروازهبان تعریف کرد.
the goaltender's performance was key to their victory.
عملکرد دروازهبان کلید پیروزی آنها بود.
in hockey, the goaltender is the last line of defense.
در هاکی، دروازهبان آخرین خط دفاعی است.
the young goaltender showed great potential during the tournament.
دروازهبان جوان در طول مسابقات پتانسیل زیادی نشان داد.
after the injury, the team had to find a new goaltender.
پس از مصدومیت، تیم مجبور شد یک دروازهبان جدید پیدا کند.
the goaltender's uniform is designed for maximum protection.
یکدست دروازهبان برای حداکثر محافظت طراحی شده است.
fans cheered as the goaltender blocked another shot.
هواداران تشویق کردند زیرا دروازهبان یک شوت دیگر را مهار کرد.
being a goaltender requires a lot of mental toughness.
دروازهبان بودن به مقدار زیادی پایداری ذهنی نیاز دارد.
the goaltender communicated well with the defensemen throughout the game.
در طول بازی، دروازهبان ارتباط خوبی با مدافعان داشت.
starting goaltender
دروازهبان شروع کننده
backup goaltender
دروازهبان پشتیبان
goalie goaltender
دروازهبان دروازهبان
experienced goaltender
دروازهبان باتجربه
young goaltender
دروازهبان جوان
talented goaltender
دروازهبان با استعداد
top goaltender
دروازهبان برتر
injured goaltender
دروازهبان مصدوم
new goaltender
دروازهبان جدید
the goaltender made a spectacular save to keep the team in the game.
دروازهبان یک واکنش دیدنی انجام داد تا تیم را در بازی نگه دارد.
the coach praised the goaltender for his quick reflexes.
مربی از واکنشهای سریع دروازهبان تعریف کرد.
the goaltender's performance was key to their victory.
عملکرد دروازهبان کلید پیروزی آنها بود.
in hockey, the goaltender is the last line of defense.
در هاکی، دروازهبان آخرین خط دفاعی است.
the young goaltender showed great potential during the tournament.
دروازهبان جوان در طول مسابقات پتانسیل زیادی نشان داد.
after the injury, the team had to find a new goaltender.
پس از مصدومیت، تیم مجبور شد یک دروازهبان جدید پیدا کند.
the goaltender's uniform is designed for maximum protection.
یکدست دروازهبان برای حداکثر محافظت طراحی شده است.
fans cheered as the goaltender blocked another shot.
هواداران تشویق کردند زیرا دروازهبان یک شوت دیگر را مهار کرد.
being a goaltender requires a lot of mental toughness.
دروازهبان بودن به مقدار زیادی پایداری ذهنی نیاز دارد.
the goaltender communicated well with the defensemen throughout the game.
در طول بازی، دروازهبان ارتباط خوبی با مدافعان داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید