keeper

[ایالات متحده]/'kiːpə/
[بریتانیا]/'kipɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرپرست؛ نگهدارنده؛ مدیر؛ نگهدارنده حیوانات.

عبارات و ترکیب‌ها

gatekeeper

نگهبان

record keeper

نگهدارنده سوابق

goalkeeper

دروازه‌بان

treasure keeper

نگهدارنده گنج

warehouse keeper

نگهدارنده انبار

house keeper

نگهدارنده خانه

goal keeper

نگهدارنده دروازه

جملات نمونه

a keeper of the Thatcherite flame.

نگهدارنده شعله تچرریتی

a lion keeper; the keeper of the budget.

نگهدارنده شیر؛ نگهدارنده بودجه

the Scottish keeper was a cert to play.

نگهبان اسکاتلندی قطعا برای بازی مناسب بود.

the keeper made a great save.

نگهدارنده یک مهار عالی انجام داد.

The gate-keeper demanded my business.

نگهبان دروازه از من خواست که کسب و کارم را ارائه دهم.

the keeper excelled himself to keep out an Elliott header.

نگهدارنده برای جلوگیری از ضرب سر الیوت، عملکرد فوق العاده ای داشت.

the keeper pushed a Mick Tait piledriver round the post.

نگهدارنده یک شوت قدرتمند میک تیت را از کنار تیرک به بیرون فرستاد.

I just found a ten-pound note on the ground. Finders keepers, so it’s mine!

من همین الان یک اسکناس ده پوندی روی زمین پیدا کردم. پیدا کننده نگهدارنده، پس مال من است!

of fining or imprisoning the procurer, but not the fornicator, the gambling-house keeper, but not the gambler.

یا جریمه یا زندانی کردن واسطه، اما نه زناکار، متصدی خانه قمار، اما نه قمارباز.

The two keepers dehumanise their contact with the gorillas in order to help them in preparation for their release into the wild.

دو نگهدارنده ارتباط خود را با گوریل‌ها غیرانسانی می‌کنند تا به آن‌ها در آمادگی برای رها شدن در طبیعت کمک کنند.

Anglers are required to obtain prior authorization from the park keeper.

صیادان باید قبل از هر اقدامی مجوز از سرپرست پارک دریافت کنند.

The crowd had their hearts in the mouths when Ahmad Halid's speculative free kick from near the halfway line went through to keeper Kosin Haithairrattanakool, who tipped the ball on to the crossbar.

هواداران با ترس و لرز شاهد بودند که شوت آزاد خطرناک احمد حلیله از نزدیکی خط میانی به سمت دروازه رفت و به keeper کوسین هایتیراتاناکول رسید که توپ را به موازنه فرستاد.

Here, therefore, is great danger, lest one of these jurisdictions intrench upon the other, and discord arise between the keeper of the public peace and the overseers of souls.

بنابراین، خطر بزرگی وجود دارد که یک حوزه قضایی بر دیگری تجاوز کند و اختلاف بین حافظ صلح عمومی و ناظران ارواح ایجاد شود.

She talked a great deal of M. de Miromesnil, Keeper of the Seals under Louis XVI. and of a Presidentess Duplat, with whom she had been very intimate.

او بسیار در مورد آقای دو میرومسنل، نگهدارنده مهر و موم تحت لوئیز شانزدهم و یک رئیسه دوپلا صحبت کرد که او با او بسیار صمیمی بود.

Not once was Benfica keeper Quim called upon to save him team, even in the desperate last few minutes when a goal would have sealed United's passage into the Champions League knock-out phase.

هیچ وقت به keeper بنفیکا، Quim، فرصتی برای نجات تیمش داده نشد، حتی در آخرین دقایق ناامید کننده که یک گل، راهیابی منچستر یونایتد به مرحله حذفی لیگ قهرمانان را تضمین می کرد.

The data compilation module functioned as a “dog-keeper” to prevent the system out of operation on any harsh or noisy condition, which greatly promote the veniality of the system.

ماژول تجميع داده به عنوان یک "نگهبان سگ" عمل کرد تا از غیرفعال شدن سیستم در هر شرایط سخت یا پر سر و صدا جلوگیری کند که به طور قابل توجهی باعث فروتنی سیستم می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید