godhood

[ایالات متحده]/ˈɡɒdhʊd/
[بریتانیا]/ˈɡɑːdhʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت یا شرایط بودن یک خدا؛ ماهیت یا کیفیت الهی

عبارات و ترکیب‌ها

achieve godhood

رسیدن به خدایی

desire godhood

تمایل به خدایی

pursue godhood

دنبال کردن خدایی

embrace godhood

پذیرفتن خدایی

seek godhood

جستجوی خدایی

fear godhood

ترسیدن از خدایی

relinquish godhood

ناراضی بودن از خدایی

attain godhood

رسیدن به مقام خدایی

reject godhood

رد کردن خدایی

test godhood

آزمایش کردن خدایی

جملات نمونه

he sought godhood through his relentless pursuit of knowledge.

او به دنبال خدایی از طریق تعقیب بی‌وقفه دانش خود بود.

many myths explore the concept of godhood and its consequences.

افسانه‌ها به بررسی مفهوم خدایی و عواقب آن می‌پردازند.

in literature, characters often aspire to achieve godhood.

در ادبیات، شخصیت‌ها اغلب به دنبال دستیابی به خدایی هستند.

her ambition for godhood drove her to make questionable choices.

جاه‌طلبی او برای خدایی او را وادار به انتخاب‌های مشکوک کرد.

the quest for godhood can lead to both enlightenment and destruction.

جستجوی خدایی می‌تواند منجر به هر دو روشنگری و ویرانی شود.

he believed that achieving godhood would grant him ultimate power.

او معتقد بود که دستیابی به خدایی قدرت نهایی را به او می‌دهد.

in some cultures, godhood is seen as a reward for virtuous living.

در برخی فرهنگ‌ها، خدایی به عنوان پاداشی برای زندگی با فضیلت دیده می‌شود.

the idea of godhood raises questions about morality and ethics.

ایده خدایی سؤالاتی را در مورد اخلاق و اخلاق مطرح می‌کند.

her journey to godhood was filled with trials and tribulations.

سفر او به سوی خدایی با آزمون‌ها و سختی‌ها پر بود.

stories of godhood often reflect humanity's deepest desires.

داستان‌های مربوط به خدایی اغلب بازتاب عمیق‌ترین آرزوهای بشر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید