goitre

[ایالات متحده]/ˈɡɔɪtə/
[بریتانیا]/ˈɡɔɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بزرگ شدن غده تیروئید؛ یک رشد غیرطبیعی در گردن
Word Forms
جمعgoitres

عبارات و ترکیب‌ها

goitre symptoms

علائم گواتر

goitre treatment

درمان گواتر

goitre causes

علت گواتر

goitre types

انواع گواتر

goitre diagnosis

تشخیص گواتر

goitre risk

خطر گواتر

goitre prevalence

شیوع گواتر

toxic goitre

گواتر سمی

multinodular goitre

گواتر چند ندولی

simple goitre

گواتر ساده

جملات نمونه

she was diagnosed with a goitre last year.

او سال گذشته به وجود گواتر تشخیص داده شد.

goitre can be caused by iodine deficiency.

گواتر می‌تواند ناشی از کمبود ید باشد.

he underwent surgery to remove the goitre.

او برای برداشتن گواتر تحت عمل جراحی قرار گرفت.

goitre is more common in certain geographical areas.

گواتر در مناطق جغرافیایی خاص بیشتر شایع است.

she has been experiencing symptoms of goitre.

او دچار علائم گواتر شده است.

goitre can lead to various health complications.

گواتر می‌تواند منجر به عوارض مختلف سلامتی شود.

regular check-ups can help detect goitre early.

معاینات منظم می‌تواند به تشخیص زودهنگام گواتر کمک کند.

some patients with goitre require medication.

برخی از بیماران مبتلا به گواتر به دارو نیاز دارند.

goitre can affect both men and women.

گواتر می‌تواند هم مردان و هم زنان را تحت تأثیر قرار دهد.

she learned about the symptoms of goitre in her biology class.

او در کلاس زیست شناسی در مورد علائم گواتر یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید