goldfishes

[ایالات متحده]/'gəʊl(d)fɪʃ/
[بریتانیا]/'ɡoldfɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی طلایی - یک ماهی زینتی کوچک با رنگ طلایی یا نارنجی، که اغلب در آکواریوم ها نگهداری می شود.

عبارات و ترکیب‌ها

fancy goldfish

ماهی قرمز چشم‌ بزرگ

goldfish bowl

آکواریوم ماهی طلایی

fantail goldfish

ماهی طلایی دم‌دار

جملات نمونه

a goldfish bowl of publicity.

یک کاسه ماهی طلایی تبلیغاتی

The pond contains a mixture of goldfish and carp.

گودال حاوی مخلوطی از ماهی‌های طلایی و کارپ است.

the album is intriguingly titled “The Revenge Of The Goldfish”.

عنوان آلبوم به طرز وسوسه‌انگیزی «انتقام طلای ماهی» است.

The advert featured a dolphin swimming around a goldfish bowl.

تبلیغ دارای یک دلفین بود که در اطراف یک تنگ ماهی گلی شنا می‌کرد.

Life is like a coil of faker goldfish bumph. You never know what shape you're gonna get.

زندگی مانند یک حلقه از تبلیغات جعلی ماهی طلایی است. شما هرگز نمی دانید چه شکلی خواهید گرفت.

Why should one goldfish occupy so much valuable space in a serious weekly magazine when hundreds of thousands of goldfish die very week unwept,unhonoured and unsung?

چرا یک ماهی طلایی باید فضای ارزشمند زیادی را در یک مجله هفتگی جدی اشغال کند، در حالی که صدها هزار ماهی طلایی هر هفته بدون اشک و ناله، بدون افتخار و بدون آواز می میرند؟

نمونه‌های واقعی

Geppetto brings the goldfish along in a bowl.

جی‌پتو ماهی قرمز را در یک کاسه همراه خود می‌آورد.

منبع: The Economist (Summary)

I mean, nobody ever feeds the station goldfish.

منظورم این است که هیچکس هرگز ماهی قرمز ایستگاه را تغذیه نمی‌کند.

منبع: Modern Family - Season 10

" People buy a goldfish for their kids on impulse, " he said.

« مردم اغلب به طور ناگهانی برای بچه‌هایشان ماهی قرمز می‌خرند،» او گفت.

منبع: VOA Special English: World

Piranhas are goldfish that have teeth.

پیراناها ماهی قرمزی هستند که دندان دارند.

منبع: Mary and Max Original Soundtrack

He found the goldfish particularly fascinating.

او ماهی قرمز را به طور خاص جذاب یافت.

منبع: Storyline Online English Stories

You've got to carry it around like a goldfish?

آیا باید آن را مانند یک ماهی قرمز حمل کنید؟

منبع: Super Girl Season 2 S02

A goldfish might be a bit too wet to stroke, Happy.

یک ماهی قرمز ممکن است برای نوازش کردن کمی خیس باشد، هَپی.

منبع: Hi! Dog teacher.

I have two goldfish. They live in a bowl in my living room.

من دو ماهی قرمز دارم. آنها در یک کاسه در اتاق نشیمن من زندگی می‌کنند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

She commanded Prince Swimbladder to retrieve her magic ring from the goldfish pond.

او شاهزاده Swimbladder را به بازیابی حلقه جادویی خود از برکه ماهی قرمز دستور داد.

منبع: BBC Bedtime Stories (Video Version)

We had no more dishes, so we were eating cereal out of the goldfish bowl.

ما دیگر ظرف نداشتیم، بنابراین گرانولا را از کاسه ماهی قرمز می‌خوردیم.

منبع: Modern Family - Season 01

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید