gradates

[ایالات متحده]/ˈɡreɪdeɪts/
[بریتانیا]/ˈɡreɪdeɪts/

ترجمه

v. به تدریج تغییر دادن یا مرتب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gradates in color

درجات رنگ

gradates of light

درجات نور

gradates of shade

درجات سایه

gradates of tone

درجات تن

gradates in size

درجات اندازه

gradates of intensity

درجات شدت

gradates in texture

درجات بافت

gradates of hue

درجات رنگدانه

gradates of emotion

درجات احساسات

gradates in style

درجات سبک

جملات نمونه

the color gradates from dark blue to light blue.

رنگ از آبی تیره به آبی روشن گرادیانت می‌شود.

her dress gradates beautifully from red to pink.

لباس او به زیبایی از قرمز به صورتی گرادیانت می‌شود.

the artist uses a technique that gradates the shades smoothly.

هنرمند از تکنیکی استفاده می‌کند که سایه‌ها را به طور یکنواخت گرادیانت کند.

as the sun sets, the sky gradates into a palette of colors.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، آسمان به طیف رنگی گرادیانت می‌شود.

the fabric gradates in color, creating a stunning effect.

پارچه از نظر رنگ گرادیانت می‌شود و جلوه‌ای خیره‌کننده ایجاد می‌کند.

in the painting, the background gradates from light to dark.

در نقاشی، پس‌زمینه از روشن تا تیره گرادیانت می‌شود.

the designer's work often gradates between different textures.

اثر طراح اغلب بین بافت‌های مختلف گرادیانت می‌شود.

the light gradates softly as the day turns into night.

نور به آرامی در حالی که روز به شب تبدیل می‌شود، گرادیانت می‌شود.

she painted a mural that gradates from green to yellow.

او دیواری را نقاشی کرد که از سبز به زرد گرادیانت می‌شود.

the temperature gradates throughout the day, from cool to warm.

دمای هوا در طول روز از خنک تا گرم گرادیانت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید