gramma

[ایالات متحده]/ˈɡræmə/
[بریتانیا]/ˈɡræmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در پزشکی) یک واحد اندازه‌گیری برابر با یک هزارم کیلوگرم
Word Forms
جمعgrammas

عبارات و ترکیب‌ها

gramma rules

قوانین دستور زبان

gramma check

بررسی دستور زبان

gramma tips

نکات دستور زبان

gramma book

کتاب دستور زبان

gramma lesson

درس دستور زبان

gramma guide

راهنمای دستور زبان

gramma expert

متخصص دستور زبان

gramma quiz

آزمون دستور زبان

gramma errors

اشتباهات دستور زبان

gramma practice

تمرین دستور زبان

جملات نمونه

my gramma always tells the best stories.

مادربزرگم همیشه بهترین داستان‌ها را تعریف می‌کند.

gramma makes the tastiest cookies.

مادربزرگم خوشمزه‌ترین کوکی‌ها را درست می‌کند.

we visit gramma every sunday.

ما هر یکشنبه از مادربزرگم دیدار می‌کنیم.

gramma has a beautiful garden.

مادربزرگم یک باغ زیبا دارد.

i learned how to knit from gramma.

من یاد گرفتم از مادربزرگم بافندگی کنم.

gramma loves to play card games.

مادربزرگم عاشق بازی با کارت است.

gramma's hugs are the warmest.

بغل‌های مادربزرگم گرم‌ترین هستند.

gramma always gives the best advice.

مادربزرگم همیشه بهترین نصیحت‌ها را می‌دهد.

i cherish the moments spent with gramma.

من لحظاتی که با مادربزرگم می‌گذرانم را گرامی می‌دارم.

gramma loves to tell us about her childhood.

مادربزرگم عاشق تعریف کردن درباره دوران کودکی‌اش برای ماست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید