gramophone

[ایالات متحده]/'græməfəʊn/
[بریتانیا]/'ɡræməfon/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فونوگراف
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gramophone record

صفحه گرامافون

جملات نمونه

The telephone and the gramophone were contemporary.

تلفن و گرامافون همزمان بودند.

Listening to the late quartets on that little gramophone, I experienced the most infinite musical joy that I have ever known. See Usage Note at unique

گوش دادن به کوارتت های پایانی در آن گرامافون کوچک، من تجربه‌ای از بی نهایت شادی موسیقی را داشتم که تا به حال داشته ام. توجه به استفاده را در unique ببینید

The antique gramophone is a beautiful piece of decor.

گرامافون عتیقه یک قطعه دکوراسیون زیبا است.

She enjoys listening to old records on her gramophone.

او از گوش دادن به صفحات قدیمی روی گرامافونش لذت می برد.

The gramophone needle needs to be replaced.

نخال گرامافون نیاز به تعویض دارد.

He collects vintage gramophones as a hobby.

او به عنوان سرگرمی گرامافون های قدیمی را جمع آوری می کند.

The gramophone horn amplifies the sound.

تیغه گرامافون صدا را تقویت می کند.

The gramophone was a popular form of entertainment in the early 20th century.

گرامافون در اوایل قرن بیستم یک شکل محبوب سرگرمی بود.

The gramophone was invented by Thomas Edison.

گرامافون توسط توماس ادیسون اختراع شد.

The gramophone revolutionized the way people listened to music.

گرامافون روش گوش دادن مردم به موسیقی را متحول کرد.

She inherited her grandmother's gramophone.

او گرامافون مادربزرگش را به ارث برد.

The gramophone has a nostalgic charm that many people appreciate.

گرامافون دارای جذابیت نوستالژیک است که بسیاری از مردم آن را ارزیابی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید