phonograph

[ایالات متحده]/'fəʊnəgrɑːf/
[بریتانیا]/'fonəɡræf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گرامافون

عبارات و ترکیب‌ها

phonograph record

صفحه گرامافون

جملات نمونه

The phonograph needle jumped.

سرنگراف سوزن پرید.

turn a phonograph record

ضبط صفحه گرامافون را بچرخانید

Is the phonograph playing?

آیا گرامافون پخش است؟

A phonograph, a radio, a car and a frigidaire.

یک گرامافون، یک رادیو، یک ماشین و یک یخچال.

the phonograph, an invention attributed to Thomas Edison.

فونوگراف، اختراعی که به توماس ادیسون نسبت داده شد.

Put a record on the phonograph and let's have some music.

یک صفحه روی گرامافون بگذارید و بیایید کمی موسیقی گوش کنیم.

The videodisc is made of liquid crystal polymers, about the size of a phonograph record.

ویدیو دیسک از پلیمرهای کریستال مایع ساخته شده است، تقریباً به اندازه یک صفحه گرامافون.

Let me have the key to our car,I’ll go for a phonograph and some records.

کلید ماشین ما را به من بدهید، من برای خرید یک گرامافون و چند صفحه می‌روم.

His major inventions include phonograph, kinetoscope, dictaphone, incandescent light bulb and tattoo gun etc.

اختراعات مهم او شامل گرامافون، کینتوسکوپ، دایکتوفون، لامپ درخشان و تفنگ خالکوب و غیره است.

"His 6,000 inventions included the electric light bulb, the phonograph, and the mimeograph machine."

اختراعات 6000 نفره او شامل لامپ الکتریکی، گرامافون و دستگاه کپی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید