granddaddy

[ایالات متحده]/ˈɡrændˌdædi/
[بریتانیا]/ˈɡrændˌdædi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پدربزرگ؛ یک شخصیت تأثیرگذار یا مهم
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

granddaddy longlegs

پدربزرگ پا بلند

granddaddy of all

بزرگترین از همه

granddaddy card

کارت پدربزرگ

granddaddy issue

مشکل پدربزرگ

granddaddy war

جنگ پدربزرگ

granddaddy moment

لحظه پدربزرگ

granddaddy style

سبک پدربزرگ

granddaddy figure

شخصیت پدربزرگ

granddaddy plan

برنامه پدربزرگ

granddaddy project

پروژه پدربزرگ

جملات نمونه

the granddaddy of all inventions is the wheel.

قدیمی‌ترین اختراع، چرخ است.

he is considered the granddaddy of modern computing.

او به عنوان پدربزرگ محاسبات مدرن در نظر گرفته می‌شود.

the granddaddy of all questions is, "what is the meaning of life?"

قدیمی‌ترین سوال این است: "معنی زندگی چیست؟"

in the world of music, beethoven is often seen as the granddaddy of classical composers.

در دنیای موسیقی، بتهوون اغلب به عنوان پدربزرگ آهنگسازان کلاسیک دیده می‌شود.

the granddaddy of all sports cars is the ferrari.

قدیمی‌ترین خودروی ورزشی فراری است.

many believe that the granddaddy of all video games is pong.

بسیاری معتقدند که قدیمی‌ترین بازی ویدیویی پنگ است.

the granddaddy of all tech companies is apple.

قدیمی‌ترین شرکت‌های فناوری اپل است.

when it comes to fashion, chanel is the granddaddy of luxury brands.

در مورد مد، شانل پدربزرگ برندهای لوکس است.

the granddaddy of all horror films is psycho.

قدیمی‌ترین فیلم ترسناک، روان است.

for many, the granddaddy of all comic books is superman.

برای بسیاری، قدیمی‌ترین کتاب کمیک سوپرمن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید