my grandsons
نوه های من
grandsons' games
بازیهای نوه ها
grandsons' laughter
خنده های نوه ها
grandsons' achievements
دستاوردهای نوه ها
grandsons' stories
داستان های نوه ها
grandsons' toys
اسباب بازی های نوه ها
my beloved grandsons
نوه های گرامی من
grandsons' future
آینده نوه ها
grandsons' visits
بازدیدهای نوه ها
grandsons' hobbies
علایق نوه ها
my grandsons love to play soccer in the park.
نوه های من عاشق بازی فوتبال در پارک هستند.
she often tells stories to her grandsons at bedtime.
او اغلب برای نوههایش قبل از خواب داستان تعریف میکند.
my grandsons are learning to ride bicycles this summer.
نوه های من تابستان امسال در حال یادگیری دوچرخه سواری هستند.
grandsons can bring so much joy to their grandparents.
نوه ها میتوانند شادی زیادی برای پدربزرگ و مادربزرگ خود به ارمغان بیاورند.
he took his grandsons fishing for the first time.
او برای اولین بار نوههایش را به ماهیگیری برد.
my grandsons enjoy visiting the zoo on weekends.
نوه های من از بازدید از باغ وحش در آخر هفته ها لذت می برند.
she bought new toys for her grandsons' birthday.
او برای تولد نوههایش اسباب بازیهای جدید خرید.
grandsons often help their grandparents with technology.
نوه ها اغلب به پدربزرگ و مادربزرگ خود در مورد فناوری کمک می کنند.
my grandsons are excited to go on vacation with us.
نوه های من برای رفتن به تعطیلات با ما هیجان زده هستند.
he teaches his grandsons how to play chess.
او به نوههایش یاد میدهد چگونه شطرنج بازی کنند.
my grandsons
نوه های من
grandsons' games
بازیهای نوه ها
grandsons' laughter
خنده های نوه ها
grandsons' achievements
دستاوردهای نوه ها
grandsons' stories
داستان های نوه ها
grandsons' toys
اسباب بازی های نوه ها
my beloved grandsons
نوه های گرامی من
grandsons' future
آینده نوه ها
grandsons' visits
بازدیدهای نوه ها
grandsons' hobbies
علایق نوه ها
my grandsons love to play soccer in the park.
نوه های من عاشق بازی فوتبال در پارک هستند.
she often tells stories to her grandsons at bedtime.
او اغلب برای نوههایش قبل از خواب داستان تعریف میکند.
my grandsons are learning to ride bicycles this summer.
نوه های من تابستان امسال در حال یادگیری دوچرخه سواری هستند.
grandsons can bring so much joy to their grandparents.
نوه ها میتوانند شادی زیادی برای پدربزرگ و مادربزرگ خود به ارمغان بیاورند.
he took his grandsons fishing for the first time.
او برای اولین بار نوههایش را به ماهیگیری برد.
my grandsons enjoy visiting the zoo on weekends.
نوه های من از بازدید از باغ وحش در آخر هفته ها لذت می برند.
she bought new toys for her grandsons' birthday.
او برای تولد نوههایش اسباب بازیهای جدید خرید.
grandsons often help their grandparents with technology.
نوه ها اغلب به پدربزرگ و مادربزرگ خود در مورد فناوری کمک می کنند.
my grandsons are excited to go on vacation with us.
نوه های من برای رفتن به تعطیلات با ما هیجان زده هستند.
he teaches his grandsons how to play chess.
او به نوههایش یاد میدهد چگونه شطرنج بازی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید