grandsons

[ایالات متحده]/ˈɡræn.sənz/
[بریتانیا]/ˈɡræn.sənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوه‌های پسر

عبارات و ترکیب‌ها

my grandsons

نوه های من

grandsons' games

بازی‌های نوه ها

grandsons' laughter

خنده های نوه ها

grandsons' achievements

دستاوردهای نوه ها

grandsons' stories

داستان های نوه ها

grandsons' toys

اسباب بازی های نوه ها

my beloved grandsons

نوه های گرامی من

grandsons' future

آینده نوه ها

grandsons' visits

بازدیدهای نوه ها

grandsons' hobbies

علایق نوه ها

جملات نمونه

my grandsons love to play soccer in the park.

نوه های من عاشق بازی فوتبال در پارک هستند.

she often tells stories to her grandsons at bedtime.

او اغلب برای نوه‌هایش قبل از خواب داستان تعریف می‌کند.

my grandsons are learning to ride bicycles this summer.

نوه های من تابستان امسال در حال یادگیری دوچرخه سواری هستند.

grandsons can bring so much joy to their grandparents.

نوه ها می‌توانند شادی زیادی برای پدربزرگ و مادربزرگ خود به ارمغان بیاورند.

he took his grandsons fishing for the first time.

او برای اولین بار نوه‌هایش را به ماهیگیری برد.

my grandsons enjoy visiting the zoo on weekends.

نوه های من از بازدید از باغ وحش در آخر هفته ها لذت می برند.

she bought new toys for her grandsons' birthday.

او برای تولد نوه‌هایش اسباب بازی‌های جدید خرید.

grandsons often help their grandparents with technology.

نوه ها اغلب به پدربزرگ و مادربزرگ خود در مورد فناوری کمک می کنند.

my grandsons are excited to go on vacation with us.

نوه های من برای رفتن به تعطیلات با ما هیجان زده هستند.

he teaches his grandsons how to play chess.

او به نوه‌هایش یاد می‌دهد چگونه شطرنج بازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید