grandstanded

[ایالات متحده]/'græn(d)stænd/
[بریتانیا]/'ɡrænstænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشیمن برای تماشاگران در یک استادیوم یا آرنا
vi. به نمایش گذاشتن مهارت‌های خود یا انجام حرکات زیبا به منظور تحت تأثیر قرار دادن تماشاگران، اغلب با هدف کسب تشویق

عبارات و ترکیب‌ها

Grandstand seating

صندلی‌های جایگاه

Grandstand view

نمای جایگاه

جملات نمونه

choose to grandstand in court

برای جلب توجه در دادگاه خودنمایی کنید.

our balcony gave us a grandstand view of the arena.

بالکن ما یک دیدگاه عالی از میدان به ما داد.

He loves to grandstand and show off his achievements.

او عاشق این است که خودنمایی کند و دستاورد های خود را به رخ بکشد.

Politicians often grandstand during debates to win over the audience.

سیاستمداران اغلب در طول مناظرات خودنمایی می کنند تا مخاطبان را به خود جذب کنند.

She always grandstands about her charitable work.

او همیشه در مورد کارهای خیریه خود خودنمایی می کند.

The CEO's grandstanding at the meeting annoyed many employees.

خودنمایی مدیرعامل در جلسه باعث ناراحتی بسیاری از کارمندان شد.

Stop grandstanding and get to the point!

خودنمایی را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید!

The politician's grandstand speech was met with mixed reactions.

سخنرانی خودنمایانه سیاستمدار با واکنش های مختلط روبرو شد.

The actor's grandstanding on social media backfired.

خودنمایی بازیگر در رسانه های اجتماعی نتیجه عکس داد.

Grandstanding won't solve the problem; we need real solutions.

خودنمایی مشکل را حل نمی کند؛ ما به راه حل های واقعی نیاز داریم.

The student's grandstanding in class annoyed the teacher.

خودنمایی دانش آموز در کلاس باعث ناراحتی معلم شد.

His grandstand behavior at the party made him unpopular.

رفتار خودنمایانه او در مهمانی باعث شد که او غیر محبوب شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید