the horse was gratefully cropping the grass.
اسب با قدردانی مشغول چیدن علف بود.
Tom gratefully took in the comfortable sitting room.
تام با قدردانی، اتاق نشیمین راحت را پذیرفت.
I gratefully acknowledge financial support from several local businesses.
من با قدردانی از حمایت مالی چندین کسب و کار محلی قدردانی می کنم.
I sank gratefully into the warm, dry bed.
من با قدردانی در رختخواب گرم و خشک فرو رفتم.
Any help or donations will be gratefully received.
هر کمکی یا اهدایی با قدردانی دریافت خواهد شد.
We gratefully acknowledge the contributions of everyone who helped us.
ما از مشارکت همه کسانی که به ما کمک کردند قدردانی می کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید