gravenesses

[ایالات متحده]/ˈɡreɪvənəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡreɪvənəsɪz/

ترجمه

n. جدیت یا شدت یک وضعیت؛ کیفیت جدی یا متین بودن

عبارات و ترکیب‌ها

gravenesses of life

جدیّت‌های زندگی

gravenesses in art

جدیّت‌ها در هنر

the gravenesses revealed

جدیّت‌های آشکار شده

gravenesses of truth

جدیّت‌های حقیقت

gravenesses of history

جدیّت‌های تاریخ

gravenesses in nature

جدیّت‌ها در طبیعت

gravenesses of duty

جدیّت‌های وظیفه

gravenesses of thought

جدیّت‌های فکر

gravenesses of existence

جدیّت‌های وجود

gravenesses we face

جدیّت‌هایی که با آن‌ها روبرو هستیم

جملات نمونه

his gravenesses were evident in his serious demeanor.

جدی بودن او در رفتار جدی‌اش آشکار بود.

the gravenesses of the situation demanded immediate action.

جدی بودن اوضاع نیازمند اقدام فوری بود.

she spoke with gravenesses that commanded respect.

او با جدیت صحبت کرد که احترام را برانگیخت.

in times of crisis, gravenesses often overshadow joy.

در زمان بحران، جدیت اغلب شادی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

his gravenesses reflected his deep understanding of the issue.

جدیت او نشان‌دهنده درک عمیقش از موضوع بود.

they approached the topic with gravenesses, knowing its importance.

آنها با جدیت به این موضوع پرداختند، زیرا از اهمیت آن آگاه بودند.

the gravenesses in her voice conveyed her concern.

جدیت در صدای او نگرانی‌اش را نشان می‌داد.

his gravenesses were a stark contrast to the lighthearted atmosphere.

جدیت او در تضاد آشکار با فضای سرزنده بود.

gravenesses are sometimes necessary to convey serious messages.

گاهی اوقات برای انتقال پیام‌های جدی، جدیت ضروری است.

she wore a look of gravenesses as she delivered the news.

وقتی خبر را اعلام کرد، چهره‌ای جدی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید