grazs

[ایالات متحده]/ɡræts/
[بریتانیا]/ɡræz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شهری در جنوب شرقی اتریش

عبارات و ترکیب‌ها

grazing land

زمین چراگاه

grazing rights

حقوق چرا

grazing animals

دام‌های چرا

grazing season

فصل چرا

grazing area

منطقه چرا

grazing pasture

چمنزار

grazing cattle

گاوهای چرا

grazing sheep

گوسفندهای چرا

grazing fields

زمین‌های چرا

جملات نمونه

she loves to graze in the meadow.

او عاشق چرا کردن در چمنزار است.

the cows graze peacefully in the field.

گاوها به آرامی در مزرعه چرا می‌کنند.

he watched the sheep graze on the hillside.

او گوسفندان را در حال چرا کردن در تپه دید.

they let the horses graze for a while.

آنها اجازه دادند اسب‌ها برای مدتی چرا کنند.

we saw deer graze near the river.

ما گوزن‌ها را در حال چرا کردن نزدیک رودخانه دیدیم.

the goats graze on the rocky terrain.

بزها در زمین‌های صخره‌ای چرا می‌کنند.

it’s important for cattle to graze regularly.

برای گاوها مهم است که به طور منظم چرا کنند.

the farmer allows his livestock to graze freely.

کشاورز اجازه می‌دهد دام‌هایش آزادانه چرا کنند.

grazing helps maintain the health of the pasture.

چرا کردن به حفظ سلامت مراتع کمک می‌کند.

we often take the kids to watch the animals graze.

ما اغلب بچه‌ها را می‌بریم تا حیوانات را در حال چرا کردن تماشا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید