greenmarket

[ایالات متحده]/ˈgriːnˌmɑːkɪt/
[بریتانیا]/ˈgriːnˌmɑːrkɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازاری که محصولات کشاورزی تازه، معمولاً سبزیجات یا غذاهای محلی را فروش می‌دهد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the greenmarket

بازار سبز

at the greenmarket

در بازار سبز

greenmarket fresh

تازه بازار سبز

greenmarket vendor

فروشنده بازار سبز

greenmarket produce

محصولات بازار سبز

greenmarket shopping

خرید در بازار سبز

greenmarket season

فصل بازار سبز

local greenmarkets

بازارهای سبز محلی

greenmarket finds

یافته‌های بازار سبز

greenmarket trip

سفر به بازار سبز

جملات نمونه

i visit the greenmarket every saturday to buy fresh vegetables.

من هر جمعه به بازار سبز میروم تا سبزیجات تازه بخرم.

the greenmarket vendors sell organic produce directly from their farms.

فروشندگان بازار سبز محصولات ارگانیک را مستقیماً از مزارع خود فروش می‌دهند.

we discovered beautiful heirloom tomatoes at the greenmarket yesterday.

ما روز گذشته در بازار سبز توماتوهای زیبای وارسی را کشف کردیم.

local chefs prefer shopping at the greenmarket for the freshest ingredients.

شکیف‌های محلی بیشتر تمایل دارند از بازار سبز برای خرید مصالح تازه استفاده کنند.

the weekend greenmarket attracts thousands of visitors from surrounding neighborhoods.

بازار سبز در ایام ایتام هفته هزاران بازدید کننده را از مناطق اطراف جذب می‌کند.

my grandmother always finds the best seasonal fruits at the greenmarket.

مادربزرگ من همیشه بهترین میوه‌های فصلی را در بازار سبز پیدا می‌کند.

the greenmarket offers a wide variety of artisanal cheeses and breads.

بازار سبز انواع گسترده‌ای از پنیه‌های دست‌ساز و نان‌های مختلف را ارائه می‌دهد.

many sustainable food advocates frequent this greenmarket every week.

بسیاری از دفاع کنندگان غذای پایدار هر هفته به این بازار سبز می‌روند.

the annual garlic festival at the greenmarket draws food enthusiasts from afar.

جشنواره گوجه فرنگی سالانه در بازار سبز علاقه‌مندان غذا را از فاصله جذب می‌کند.

i love strolling through the greenmarket early in the morning.

من دوست دارم که زود بیدار شدم و از بازار سبز گذر کنم.

fresh seafood and colorful flowers fill the greenmarket stalls.

ماهی تازه و گل‌های رنگارنگ فروشگاه‌های بازار سبز را پر می‌کنند.

the greenmarket helps support local farmers and promotes sustainable agriculture.

بازار سبز به حمایت از کشاورزان محلی و ترویج کشاورزی پایدار کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید