gremlin

[ایالات متحده]/'gremlɪn/
[بریتانیا]/'ɡrɛmlɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جن شیطنت‌آمیز، خرابکار.
Word Forms
جمعgremlins

جملات نمونه

Don't let the gremlins get to the computer system.

قرار ندهید که گریمリン‌ها به سیستم کامپیوتر دسترسی پیدا کنند.

The gremlin caused mischief in the kitchen last night.

گریملین شب گذشته در آشپزخانه خرابکاری کرد.

Gremlins are often blamed for technical issues.

گریملین‌ها اغلب مسئول مشکلات فنی هستند.

The gremlin in the story was mischievous but lovable.

گریملین در داستان شیطنت‌آمیز اما دوست‌داشتنی بود.

Gremlins are mythical creatures known for causing trouble.

گریملین‌ها موجودات افسانه‌ای هستند که به دلیل ایجاد دردسر شناخته شده‌اند.

The gremlin's mischievous grin gave away its intentions.

لبخند شیطنت‌آمیز گریملین قصد و نیت او را نشان داد.

The gremlin's antics kept the children entertained for hours.

رفتارهای گریملین ساعت‌ها کودکان را سرگرم می‌کرد.

The gremlin's presence always led to chaos and confusion.

حضور گریملین همیشه منجر به هرج و مرج و سردرگمی می‌شد.

The gremlin's tricks were harmless but annoying.

ترفندهای گریملین بی‌ضرر اما آزاردهنده بودند.

Legend has it that gremlins live in old abandoned buildings.

افسانه می‌گوید که گریملین‌ها در ساختمان‌های قدیمی و متروکه زندگی می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

Is that so, you pedantic little gremlin?

واقعاً؟ تو موجود کوچک و خودخواه؟

منبع: Young Sheldon Season 5

American soldiers began using the term gremlin during the war.

سربازان آمریکایی شروع به استفاده از اصطلاح "گریملین" در طول جنگ کردند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

They had a name for this creature: a gremlin.

آنها برای این موجود نامی داشتند: گریمリン.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Today Americans use " gremlin" when talking about small magical creatures.

امروزه آمریکایی‌ها از "گریملین" برای صحبت کردن در مورد موجودات جادویی کوچک استفاده می‌کنند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Gremlins would operate in fleets, under ultimate human control.

گریملین ها در ناوگان ها فعالیت می کردند، تحت کنترل نهایی انسان ها.

منبع: The Economist (Summary)

Gremlins should therefore be thought of as " tradable" for systems of greater value, says Mr Wierzbanowski.

بنابراین، آقای ویرزبانوسکی می گوید، گریمリン ها باید به عنوان "قابل معامله" برای سیستم های با ارزش تر در نظر گرفته شوند.

منبع: The Economist - Technology

These drones, which, like Gremlins, unfold their wings after launch, have a wingspan of 2.5 metres.

این پهپادها که مانند گریمリン ها، بال های خود را پس از پرتاب باز می کنند، دارای دهانه بالی به طول 2.5 متر هستند.

منبع: The Economist (Summary)

While you're staring at the gremlin on the wing, you might notice a small hole in the window.

در حالی که در حال تماشای گریمリン روی بال هستید، ممکن است متوجه یک سوراخ کوچک در پنجره شوید.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

Yeah. I want to be a NASA gremlin.

بله. می خواهم یک گریملین ناسا باشم.

منبع: Space – Verge Science

I don't get to be the gremlin. - Oh, no!

من نمی توانم گریملین باشم. - اوه نه!

منبع: Space – Verge Science

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید