greynesses

[ایالات متحده]/ˈɡreɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡreɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت خاکستری بودن؛ حالت داشتن موهای خاکستری

عبارات و ترکیب‌ها

shades of greynesses

نواهای خاکستری

various greynesses

انواع خاکستری

different greynesses

خاکستری های مختلف

subtle greynesses

خاکستری های ظریف

nuances of greynesses

باریکه‌ها یا نشانه‌های خاکستری

deep greynesses

خاکستری های عمیق

light greynesses

خاکستری های روشن

rich greynesses

خاکستری های غنی

muted greynesses

خاکستری های ملایم

soft greynesses

خاکستری های نرم

جملات نمونه

the greynesses of the sky signaled an approaching storm.

نشانه‌ای از طوفان قریب‌الوقوع، رنگ خاکستری آسمان بود.

she loved the greynesses in the landscape during winter.

او رنگ خاکستری مناظر در طول زمستان را دوست داشت.

the artist captured the greynesses of the city in his painting.

هنرمند توانست رنگ خاکستری شهر را در نقاشی خود به تصویر بکشد.

in photography, greynesses can create a moody atmosphere.

در عکاسی، رنگ خاکستری می‌تواند فضایی احساسی ایجاد کند.

the greynesses of the old building added to its charm.

رنگ خاکستری ساختمان قدیمی، جذابیت آن را بیشتر می‌کرد.

he wore a coat that matched the greynesses of the day.

او کت پوشیده بود که با رنگ خاکستری روز مطابقت داشت.

the greynesses of her mood reflected her tiredness.

رنگ خاکستری حال و هوای او نشان‌دهنده خستگی‌اش بود.

the greynesses in the painting evoke a sense of nostalgia.

رنگ خاکستری در نقاشی، حس نوستالژی را برمی‌انگیزد.

they discussed the greynesses of urban life.

آنها در مورد رنگ خاکستری زندگی شهری بحث کردند.

the greynesses of the fabric gave the dress a unique look.

رنگ خاکستری پارچه، به لباس ظاهری منحصر به فرد بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید