greyscale image
تصویر مقیاس خاکستری
greyscale mode
حالت مقیاس خاکستری
greyscale filter
فیلتر مقیاس خاکستری
greyscale effect
اثر مقیاس خاکستری
greyscale palette
پالت مقیاس خاکستری
greyscale conversion
تبدیل مقیاس خاکستری
greyscale photography
عکاسی مقیاس خاکستری
greyscale display
نمایش مقیاس خاکستری
greyscale graphic
گرافیک مقیاس خاکستری
greyscale design
طراحی مقیاس خاکستری
the image was converted to greyscale for better contrast.
تصویر به سیاه و سفید تبدیل شد تا کنتراست بهتری ایجاد شود.
greyscale photography can evoke strong emotions.
عکاسی سیاه و سفید میتواند احساسات قوی را برانگیزد.
she prefers working in greyscale to focus on shapes.
او ترجیح میدهد در سیاه و سفید کار کند تا روی شکلها تمرکز کند.
the artist created a stunning greyscale mural.
هنرمند یک نقاشی دیواری سیاه و سفید خیرهکننده خلق کرد.
in design, greyscale can simplify complex visuals.
در طراحی، سیاه و سفید میتواند تصاویر پیچیده را ساده کند.
he adjusted the settings to display the image in greyscale.
او تنظیمات را برای نمایش تصویر به سیاه و سفید تغییر داد.
greyscale can be used to highlight important details.
میتوان از سیاه و سفید برای برجسته کردن جزئیات مهم استفاده کرد.
the movie was shot in greyscale for a vintage feel.
فیلم با سیاه و سفید فیلمبرداری شد تا حس نوستالژیک ایجاد شود.
she printed the report in greyscale to save ink.
او گزارش را سیاه و سفید چاپ کرد تا جوهر صرفهجویی کند.
many classic films were originally released in greyscale.
بسیاری از فیلمهای کلاسیک در ابتدا به سیاه و سفید منتشر شدند.
greyscale image
تصویر مقیاس خاکستری
greyscale mode
حالت مقیاس خاکستری
greyscale filter
فیلتر مقیاس خاکستری
greyscale effect
اثر مقیاس خاکستری
greyscale palette
پالت مقیاس خاکستری
greyscale conversion
تبدیل مقیاس خاکستری
greyscale photography
عکاسی مقیاس خاکستری
greyscale display
نمایش مقیاس خاکستری
greyscale graphic
گرافیک مقیاس خاکستری
greyscale design
طراحی مقیاس خاکستری
the image was converted to greyscale for better contrast.
تصویر به سیاه و سفید تبدیل شد تا کنتراست بهتری ایجاد شود.
greyscale photography can evoke strong emotions.
عکاسی سیاه و سفید میتواند احساسات قوی را برانگیزد.
she prefers working in greyscale to focus on shapes.
او ترجیح میدهد در سیاه و سفید کار کند تا روی شکلها تمرکز کند.
the artist created a stunning greyscale mural.
هنرمند یک نقاشی دیواری سیاه و سفید خیرهکننده خلق کرد.
in design, greyscale can simplify complex visuals.
در طراحی، سیاه و سفید میتواند تصاویر پیچیده را ساده کند.
he adjusted the settings to display the image in greyscale.
او تنظیمات را برای نمایش تصویر به سیاه و سفید تغییر داد.
greyscale can be used to highlight important details.
میتوان از سیاه و سفید برای برجسته کردن جزئیات مهم استفاده کرد.
the movie was shot in greyscale for a vintage feel.
فیلم با سیاه و سفید فیلمبرداری شد تا حس نوستالژیک ایجاد شود.
she printed the report in greyscale to save ink.
او گزارش را سیاه و سفید چاپ کرد تا جوهر صرفهجویی کند.
many classic films were originally released in greyscale.
بسیاری از فیلمهای کلاسیک در ابتدا به سیاه و سفید منتشر شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید