rock climbing grigri
صخره نوردی گریگری
grigri belay device
دستگاه گریگری برای حمایت از طناب
using a grigri
استفاده از گریگری
grigri safety feature
ویژگی ایمنی گریگری
grigri climbing tool
ابزار صخره نوردی گریگری
grigri for rappelling
گریگری برای فرود طناب
grigri technique
تکنیک گریگری
grigri instruction manual
دفترچه راهنمای گریگری
grigri user guide
راهنمای کاربر گریگری
grigri locking mechanism
مکانیزم قفل گریگری
she always carries her lucky grigri with her.
او همیشه با خود گري گري خوش شانسش را حمل میکند.
he believes that the grigri protects him from bad luck.
او معتقد است که گري گري او را از بدشانسی محافظت میکند.
many people wear a grigri for good fortune.
بسیاری از مردم برای خوش شانسی یک گري گري میپوشند.
the grigri is an important part of his daily routine.
گری گری بخشی مهم از برنامه روزانه اوست.
she received a grigri as a gift from her grandmother.
او یک گري گري را به عنوان هدیه از مادربزرگش دریافت کرد.
he believes that his grigri brings him success.
او معتقد است که گري گري او را به موفقیت میرساند.
she keeps her grigri in her purse for protection.
او گري گري خود را برای محافظت در کیفش نگه میدارد.
his friends think the grigri is just a superstition.
دوستانش فکر میکنند که گري گري فقط یک خرافه است.
they often discuss the meaning of their grigri.
آنها اغلب در مورد معنای گري گري خود بحث میکنند.
she feels more confident when she has her grigri with her.
وقتی گري گري خود را با خود دارد، او احساس اعتماد به نفس بیشتری میکند.
rock climbing grigri
صخره نوردی گریگری
grigri belay device
دستگاه گریگری برای حمایت از طناب
using a grigri
استفاده از گریگری
grigri safety feature
ویژگی ایمنی گریگری
grigri climbing tool
ابزار صخره نوردی گریگری
grigri for rappelling
گریگری برای فرود طناب
grigri technique
تکنیک گریگری
grigri instruction manual
دفترچه راهنمای گریگری
grigri user guide
راهنمای کاربر گریگری
grigri locking mechanism
مکانیزم قفل گریگری
she always carries her lucky grigri with her.
او همیشه با خود گري گري خوش شانسش را حمل میکند.
he believes that the grigri protects him from bad luck.
او معتقد است که گري گري او را از بدشانسی محافظت میکند.
many people wear a grigri for good fortune.
بسیاری از مردم برای خوش شانسی یک گري گري میپوشند.
the grigri is an important part of his daily routine.
گری گری بخشی مهم از برنامه روزانه اوست.
she received a grigri as a gift from her grandmother.
او یک گري گري را به عنوان هدیه از مادربزرگش دریافت کرد.
he believes that his grigri brings him success.
او معتقد است که گري گري او را به موفقیت میرساند.
she keeps her grigri in her purse for protection.
او گري گري خود را برای محافظت در کیفش نگه میدارد.
his friends think the grigri is just a superstition.
دوستانش فکر میکنند که گري گري فقط یک خرافه است.
they often discuss the meaning of their grigri.
آنها اغلب در مورد معنای گري گري خود بحث میکنند.
she feels more confident when she has her grigri with her.
وقتی گري گري خود را با خود دارد، او احساس اعتماد به نفس بیشتری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید