gristles

[ایالات متحده]/ˈɡrɪstlz/
[بریتانیا]/ˈɡrɪstlz/

ترجمه

n. (گاو و غیره) غضروف; استخوان ترد; ساختار غضروفی

عبارات و ترکیب‌ها

chewy gristles

غضروف‌های جویدنی

tough gristles

غضروف‌های سفت

meaty gristles

غضروف‌های گوشتی

fatty gristles

غضروف‌های چرب

soft gristles

غضروف‌های نرم

crispy gristles

غضروف‌های ترد

tender gristles

غضروف‌های لطیف

delicious gristles

غضروف‌های خوشمزه

flavorful gristles

غضروف‌های خوش‌طعم

hidden gristles

غضروف‌های پنهان

جملات نمونه

he picked out the gristles from his meal.

او غضروف‌ها را از غذای خود جدا کرد.

the gristles made the meat tough to chew.

غضروف‌ها باعث می‌شدند جویدن گوشت سخت باشد.

she complained about the gristles in her steak.

او در مورد غضروف‌های داخل استیکش شکایت کرد.

cooking the meat properly can reduce the gristles.

پخت مناسب گوشت می‌تواند غضروف‌ها را کاهش دهد.

he found some gristles in the pork chop.

او مقداری غضروف در گوشت خوک پیدا کرد.

the chef removed the gristles before serving.

سرآشپز قبل از سرو غذا غضروف‌ها را جدا کرد.

gristles can be unpleasant in a dish.

غضروف‌ها می‌توانند در غذا ناخوشایند باشند.

she prefers meat without gristles for a smoother texture.

او گوشت بدون غضروف را به دلیل بافت نرم‌تر ترجیح می‌دهد.

some people don't mind gristles in their food.

برخی از افراد مشکلی با وجود غضروف در غذای خود ندارند.

he enjoyed the meal despite the gristles.

او با وجود غضروف از غذا لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید