grogginesses

[ایالات متحده]/ˈɡrɒɡinəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡrɑːɡinəsɪz/

ترجمه

n. وضعیت یا حالت احساس تاریخی یا خواب آلودگی؛ به ویژه مخموریت یا مسمومیت؛ صورت جمع از grogginess؛ ناپایداری یا لرزش.

عبارات و ترکیب‌ها

morning grogginess

خواب آلودگی صبح

post-nap grogginess

آلودگی خواب پس از خوابیدن

extreme grogginess

آلودگی خواب شدید

severe grogginess

آلودگی خواب بسیار شدید

combat grogginess

مقابله با خواب آلودگی

grogginess hits

ضربات خواب آلودگی

chronic grogginess

خواب آلودگی مزمن

relieve grogginess

کاهش خواب آلودگی

جملات نمونه

many workers experience persistent grogginesses after insufficient sleep.

بسیاری از کارگران پس از خواب ناکافی با خستگی مزمن مواجه می‌شوند.

the morning grogginesses made it difficult to focus during early meetings.

خستگی‌های صبحی باعث دشواری در تمرکز در جلسات زودهنگام شد.

some medications can cause unexpected grogginesses throughout the day.

برخی داروها می‌توانند در طول روز خستگی‌های غیرمنتظره ایجاد کنند.

the patient reported multiple grogginesses despite sleeping eight hours.

بیمار گزارش داد که با خستگی‌های متعددی مواجه است، در حالی که هشت ساعت خواب داشته است.

seasonal changes sometimes trigger unusual grogginesses in sensitive individuals.

تغییرات فصلی گاهی خستگی‌های غیرمعمول را در افراد حساس القا می‌کند.

elderly individuals often face increased grogginesses due to changing sleep patterns.

افراد سالمند اغلب با خستگی‌های بیشتری مواجه می‌شوند به دلیل تغییر الگوی خواب.

the study examined various grogginesses among shift workers.

این مطالعه خستگی‌های مختلف بین کارکنان شیفت را بررسی کرد.

morning grogginesses can significantly impact workplace productivity.

خستگی‌های صبحی می‌تواند به طور قابل توجهی بهره‌وری در محیط کار را تحت تأثیر قرار دهد.

some people develop chronic grogginesses that resist standard treatments.

برخی افراد خستگی‌های مزمنی توسعه می‌دهند که به درمان‌های استاندارد مقاوم هستند.

the alarm clock failed to overcome his severe grogginesses.

ساعت بیدار کردن نتوانست خستگی‌های شدید او را غلبه کند.

multiple grogginesses plagued the team after the all-night project.

خستگی‌های متعددی پس از پروژه‌ای که تمام شب انجام شد، تیم را درگیر کرد.

recovery from illness often involves lingering grogginesses.

بازگشت به سلامت پس از بیماری اغلب شامل خستگی‌های ماندگار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید