grounder hit
ضربه زمینی
grounder ball
توپ زمینی
grounder play
بازی زمینی
grounder out
خروج زمینی
grounder single
سینگل زمینی
grounder double
دابل زمینی
grounder routine
روتین زمینی
grounder error
خطای زمینی
grounder base
پایه زمینی
grounder throw
پرتاب زمینی
the grounder was hit sharply to shortstop.
توپ زمینی به سرعت به سمت شوت استاپ برخورد کرد.
he made a great play on that grounder.
او یک حرکت فوق العاده روی آن توپ زمینی انجام داد.
she fielded the grounder with ease.
او توپ زمینی را با سهولت جمع آوری کرد.
the pitcher threw a perfect grounder to the infielder.
پیچر توپ زمینی را به طور کامل به سمت بازیکن دفاعی داخلی پرتاب کرد.
he struggled to handle the low grounder.
او برای کنترل توپ زمینی پایین مشکل داشت.
that grounder took a tricky bounce.
آن توپ زمینی یک جهش غیرمنتظره داشت.
the coach praised him for his quick reaction to the grounder.
مربی او را به خاطر واکنش سریعش به توپ زمینی تحسین کرد.
grounders are an essential part of baseball practice.
توپهای زمینی بخش ضروری تمرین بیسبال هستند.
he worked on his grounder skills all summer.
او تمام تابستان روی مهارتهای توپ زمینی خود کار کرد.
she threw the grounder to first base perfectly.
او توپ زمینی را به طور کامل به سمت بیس اول پرتاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید