grounders

[ایالات متحده]/ˈɡraʊndəz/
[بریتانیا]/ˈɡraʊndərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ضربه بیسبال که به آرامی روی زمین می‌غلتد

عبارات و ترکیب‌ها

grounders hit

زمین‌گیرها ضربه خوردند

grounders fielded

زمین‌گیرها توپ را دریافت کردند

grounders caught

زمین‌گیرها توپ را گرفتند

grounders thrown

زمین‌گیرها توپ را پرتاب کردند

grounders played

زمین‌گیرها بازی کردند

grounders rolled

زمین‌گیرها چرخیدند

grounders missed

زمین‌گیرها از دست دادند

grounders lined

زمین‌گیرها خطی بودند

grounders bounced

زمین‌گیرها جهش خوردند

grounders skidded

زمین‌گیرها لیز خوردند

جملات نمونه

he hit a couple of grounders during practice.

او چند تا توپ زمینی را در طول تمرین زد.

grounders are often easier to field than fly balls.

توپ‌های زمینی اغلب از توپ‌های هوایی آسان‌تر برای گرفتن هستند.

the coach emphasized the importance of practicing grounders.

مربی بر اهمیت تمرین توپ‌های زمینی تاکید کرد.

she made a great play on a hard grounder.

او یک حرکت عالی روی یک توپ زمینی سخت انجام داد.

grounders can be tricky when the field is wet.

توپ‌های زمینی می‌توانند در زمانی که زمین خیس است، مشکل باشند.

he specializes in teaching kids how to field grounders.

او در آموزش کودکان برای گرفتن توپ‌های زمینی تخصص دارد.

the infielders practiced their grounder drills.

بازیکنان دفاعی در زمین، تمرینات توپ زمینی خود را انجام دادند.

she scooped up the grounder and threw it to first base.

او توپ زمینی را برداشت و به سمت پای اول پرتاب کرد.

grounders can change the momentum of a game.

توپ‌های زمینی می‌توانند روند یک بازی را تغییر دهند.

he learned to keep his eye on the ball when fielding grounders.

او یاد گرفت که هنگام گرفتن توپ‌های زمینی، چشمانش را روی توپ نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید