groundkeeper

[ایالات متحده]/ˈɡraʊndˌkiːpər/
[بریتانیا]/ˈɡraʊndˌkipər/

ترجمه

n. مدیر یک میدان ورزشی، پارک یا آرامستان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

groundkeeper duties

مسئولیت‌های سرنگه‌بان

head groundkeeper

سرنگه‌بان ارشد

groundkeeper job

شغل سرنگه‌بان

groundkeeper position

موقعیت سرنگه‌بان

groundkeeper skills

مهارت‌های سرنگه‌بان

assistant groundkeeper

سرنگه‌بان دستیار

groundkeeper training

آموزش سرنگه‌بان

experienced groundkeeper

سرنگه‌بان با تجربه

groundkeeper tasks

وظایف سرنگه‌بان

groundkeeper responsibilities

مسئولیت‌های سرنگه‌بان

جملات نمونه

the groundkeeper maintains the park's beauty.

نگهدارنده پارک، زیبایی آن را حفظ می‌کند.

our groundkeeper is responsible for the sports field.

نگهدارنده زمین ورزشی ما مسئولیت آن است.

the groundkeeper uses special tools for landscaping.

نگهدارنده از ابزارهای خاص برای محوطه‌سازی استفاده می‌کند.

the groundkeeper waters the plants every morning.

نگهدارنده هر روز صبح گیاهان را آبیاری می‌کند.

he works as a groundkeeper at the local school.

او به عنوان نگهدارنده در مدرسه محلی کار می‌کند.

the groundkeeper ensures the grass is cut regularly.

نگهدارنده اطمینان حاصل می‌کند که چمن به طور منظم کوتاه شود.

she asked the groundkeeper about the flower varieties.

او از نگهدارنده در مورد انواع گل‌ها سوال کرد.

the groundkeeper prepares the garden for the spring.

نگهدارنده باغ را برای بهار آماده می‌کند.

as a groundkeeper, he enjoys working outdoors.

به عنوان نگهدارنده، او از کار در فضای باز لذت می‌برد.

the groundkeeper collects fallen leaves in autumn.

نگهدارنده برگ‌های ریخته شده را در پاییز جمع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید