groundnuts

[ایالات متحده]/ˈɡraʊndnʌts/
[بریتانیا]/ˈɡraʊndnʌts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع گرانوت، نوعی حبوبات که به عنوان بادام زمینی نیز شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

groundnuts oil

روغن زمینی

groundnuts butter

كره زمینی

groundnuts crop

عملکرد زمینی

groundnuts flour

آرد زمینی

groundnuts snack

میان وعده زمینی

groundnuts price

قیمت زمینی

groundnuts harvest

برداشت زمینی

groundnuts salad

سالاد زمینی

groundnuts dish

غذا با زمینی

groundnuts recipe

دستور تهیه با زمینی

جملات نمونه

groundnuts are a popular snack in many countries.

بادام زمینی یک میان وعده محبوب در بسیاری از کشورها است.

she made a delicious groundnut stew for dinner.

او یک غذای خوشمزه با بادام زمینی برای شام درست کرد.

groundnuts are rich in protein and healthy fats.

بادام زمینی سرشار از پروتئین و چربی های سالم است.

he enjoys eating groundnuts while watching movies.

او از خوردن بادام زمینی در حین تماشای فیلم لذت می برد.

groundnuts can be used to make peanut butter.

می توان از بادام زمینی برای تهیه کره بادام زمینی استفاده کرد.

many people are allergic to groundnuts.

بسیاری از افراد به بادام زمینی آلرژی دارند.

groundnuts are often used in traditional dishes.

بادام زمینی اغلب در غذاهای سنتی استفاده می شود.

she sprinkled groundnuts over her salad for extra crunch.

او برای داشتن تردی بیشتر، بادام زمینی روی سالادش ریخت.

groundnuts can be roasted for a tasty treat.

می توان بادام زمینی را برای یک خوراکی خوشمزه برشته کرد.

farmers grow groundnuts in warm climates.

کشاورزان بادام زمینی را در مناطق گرم پرورش می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید