guesstimated

[ایالات متحده]/'gestɪmət/
[بریتانیا]/'ɡɛstɪmet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخمین تقریبی؛ تخمینی که بدون اطلاعات یا داده‌های دقیق انجام شده است.

جملات نمونه

the task is to guesstimate the total vote.

وظیفه حدس زدن کل آرا است.

Can you give a guesstimate of how much it will cost to fix my car?

آیا می توانید تخمین بزنید تعمیر ماشین من چقدر هزینه خواهد داشت؟

I had to guesstimate the number of attendees for the event.

من مجبور بودم تعداد شرکت کنندگان در رویداد را تخمین بزنم.

She always guesstimates the cooking time for new recipes.

او همیشه زمان پخت غذاهای جدید را تخمین می زند.

It's just a guesstimate, so the actual cost may vary.

فقط یک تخمین است، بنابراین هزینه واقعی ممکن است متفاوت باشد.

We need to guesstimate the budget for the project before proceeding.

ما باید بودجه پروژه را قبل از ادامه تخمین بزنیم.

Can you guesstimate how long it will take to finish the report?

آیا می توانید تخمین بزنید تا گزارش تمام شود چقدر طول می کشد؟

The engineer had to guesstimate the weight of the materials for the construction.

مهندس باید وزن مصالح ساختمانی را تخمین بزند.

She guesstimated the distance to be around 5 kilometers.

او تخمین زد که فاصله حدود 5 کیلومتر است.

The team leader asked everyone to guesstimate their availability for the upcoming meeting.

رهبر تیم از همه خواست در دسترس بودن خود را برای جلسه آینده تخمین بزنند.

I had to guesstimate the amount of ingredients needed for the recipe.

من مجبور بودم مقدار مواد لازم برای دستور العمل را تخمین بزنم.

The meteorologist guesstimated the chance of rain to be 30%.

هواشناس تخمین زد که احتمال بارش 30 درصد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید