approximation

[ایالات متحده]/ə,prɒksɪ'meɪʃn/
[بریتانیا]/ə'prɑksə'meʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخمین یا ارزشی نزدیک که دقیق نیست؛ محاسبه تقریبی

عبارات و ترکیب‌ها

approximation method

روش تقریب

linear approximation

تقریب خطی

successive approximation

تقریب متوالی

first approximation

تقریب اول

born approximation

تقریب بورن

approximation error

خطای تقریب

adiabatic approximation

تقریب آدیاباتیک

least square approximation

تقریب مربعات حداقل

approximation theorem

قضیه تقریب

degree of approximation

درجه تقریب

initial approximation

تقریب اولیه

method of approximation

روش تقریب

quadratic approximation

تقریب درجه دو

جملات نمونه

an approximation of the total cost

یک تقریب از هزینه کل

to make an approximation

برای ایجاد یک تقریب

an approximation of the truth

یک تقریب از حقیقت

to provide an approximation

برای ارائه یک تقریب

to use linear approximation

برای استفاده از تقریب خطی

to calculate an approximation

برای محاسبه یک تقریب

to give a rough approximation

برای ارائه یک تقریب تقریبی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید