gullying

[ایالات متحده]/ˈɡʌliɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡʌliɪŋ/

ترجمه

v. روند شکل‌گیری دره
n. فرسایش ناشی از باران

عبارات و ترکیب‌ها

gullying action

عمل فرسایش

gullying process

فرآیند فرسایش

gullying effects

اثرات فرسایش

gullying rates

نرخ های فرسایش

gullying control

کنترل فرسایش

gullying prevention

جلوگیری از فرسایش

gullying management

مدیریت فرسایش

gullying mitigation

کاهش فرسایش

gullying studies

مطالعات فرسایش

gullying characteristics

ویژگی های فرسایش

جملات نمونه

gullying can lead to significant soil erosion.

برش‌خوردگی می‌تواند منجر به فرسایش شدید خاک شود.

farmers should monitor gullying on their land.

کشاورزان باید برش‌خوردگی را در زمین‌های خود نظارت کنند.

gullying often occurs in areas with heavy rainfall.

برش‌خوردگی اغلب در مناطقی با بارش سنگین رخ می‌دهد.

preventing gullying is essential for maintaining soil health.

جلوگیری از برش‌خوردگی برای حفظ سلامت خاک ضروری است.

gullying can disrupt local ecosystems.

برش‌خوردگی می‌تواند اکوسیستم‌های محلی را مختل کند.

engineers are studying the effects of gullying on landscapes.

مهندسان در حال بررسی اثرات برش‌خوردگی بر مناظر هستند.

gullying can be exacerbated by deforestation.

برش‌خوردگی می‌تواند توسط از بین بردن جنگل تشدید شود.

restoration projects aim to reduce gullying in affected areas.

پروژه‌های احیای جنگل هدف کاهش برش‌خوردگی در مناطق آسیب‌دیده هستند.

farm management practices can help prevent gullying.

روش‌های مدیریت مزرعه می‌توانند به جلوگیری از برش‌خوردگی کمک کنند.

gullying is a common problem in hilly regions.

برش‌خوردگی یک مشکل رایج در مناطق کوهستانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید