gully

[ایالات متحده]/'gʌlɪ/
[بریتانیا]/'ɡʌli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دره یا دره کوچک فرسوده به وسیله آب
vt. ایجاد یک کانال یا شیار در
vi. شکل دادن به کانال‌ها یا شیارها

عبارات و ترکیب‌ها

deep gully

گلوی عمیق

narrow gully

گلوی باریک

rocky gully

گلوی صخره‌ای

dry gully

گلوی خشک

gully erosion

فرسایش گُلدّه

جملات نمونه

They saw a cavelike gully and ran to it.

آنها یک گودال شبیه غار دیدند و به سمت آن دویدند.

It’s unlikely that this gully was produced by nature.

احتمال اینکه این گودال توسط طبیعت ایجاد شده باشد، بعید است.

in making the short jump across the gully he lost his balance.

در حین پرش کوتاه از روی گودال تعادل خود را از دست داد.

To steady the Yellow River channel into the sea and to delay the floodtime of present Qingshui gully, the artificial outlet of Qing 8 was realized.

برای تثبیت مسیر جریان رودخانه زرد به دریا و به تعویق انداختن زمان سیل در گودال چینگشویی فعلی، خروجی مصنوعی چینگ 8 محقق شد.

The hikers followed the gully to reach the bottom of the mountain.

گردشگران از گودال پیروی کردند تا به پایین کوه رسیدند.

Heavy rain caused a gully to form in the soft soil.

باران شدید باعث ایجاد گودال در خاک نرم شد.

The stream carved a deep gully through the valley.

جریان آب یک گودال عمیق در دره ایجاد کرد.

The gully was filled with debris after the storm.

پس از طوفان، گودال با آوار پر شد.

The farmer planted trees along the gully to prevent erosion.

کشاورز برای جلوگیری از فرسایش، در امتداد گودال درخت کاشت.

The children played in the gully, searching for interesting rocks.

کودکان در گودال بازی کردند و به دنبال سنگ‌های جالب بودند.

The gully provided a natural pathway for water to flow downhill.

گودال یک مسیر طبیعی برای جریان آب به سمت پایین ایجاد کرد.

The construction workers had to fill the gully with gravel to create a stable foundation.

کارگران ساختمانی مجبور شدند گودال را با شن پر کنند تا یک پایه محکم ایجاد کنند.

The wildlife biologist studied the animal tracks found near the gully.

زیست شناس حیات وحش ردپای حیوانات یافت شده در نزدیکی گودال را مطالعه کرد.

The gully acted as a natural barrier between the two properties.

گودال به عنوان یک مانع طبیعی بین دو ملک عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید