gulu

[ایالات متحده]/ˈɡuːluː/
[بریتانیا]/ˈɡuːluː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نامی از جایگاه در نیجریا و اوگاندا
شکل‌های واژه
جمعgulus

عبارات و ترکیب‌ها

gulu gulu

گُلو گُلو

gulued

گُلو شده

guluing

گُلو کردن

gulu behavior

رفتار گُلو

gulu gull

گُلو گُل

gulu point

نقطه گُلو

being gulued

در حال گُلو شدن

gulu pattern

الگوی گُلو

gulu mindset

ذهن گُلو

gulu cycle

چرخه گُلو

جملات نمونه

my stomach is growling loudly because i skipped lunch.

شکم من به شدت فریاد می‌زند چون ناهار خورده‌ام.

she has a big stomach from eating too much.

او شکم گردی دارد چون خیلی زیاد غذا می‌خورد.

he complained of stomach pain after the meal.

او پس از غذا درد شکم گزارش داد.

the baby is kicking inside her stomach.

نوزاد درون شکم او پا می‌زند.

i need to warm my stomach with this hot water bottle.

من نیاز دارم شکمم را با این گرم‌کن گرم کنم.

rubbing your stomach can help with digestion.

نیش کردن شکم شما می‌تواند به هضم کمک کند.

children often point to their stomach when they are hungry.

کودکان وقتی گرسنگ هستند اغلب به شکم خود اشاره می‌کنند.

he protectively placed his hand over his stomach.

او دست خود را به‌طور حفاظتی روی شکم خود گذاشت.

i have an uncomfortable feeling in my stomach.

من احساس نامطبوعی در شکم دارم.

the doctor examined his stomach carefully.

پزشک با دقت شکم او را معاینه کرد.

she cannot eat anything because her stomach is full.

او هیچ چیزی نمی‌تواند بخورد چون شکم او پر است.

the stomach flu has made him stay home from work.

گاستریت او باعث شده است که از کار خود غایب شود.

he felt a rumbling in his stomach during the meeting.

او در حین جلسه احساس فریاد شکم کرد.

pregnant women should take care of their stomach.

زنان باردار باید به شکم خود دقت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید