gummata

[ایالات متحده]/ɡʌˈmɑːtə/
[بریتانیا]/ɡʌˈmɑːtə/

ترجمه

n. جمع گومّا; توموری مرتبط با سیفلیس; تومور سیفلیسی

عبارات و ترکیب‌ها

gummata lesions

ضایعات گوماتا

gummata formation

تشکیل گوماتا

gummata treatment

درمان گوماتا

gummata symptoms

علائم گوماتا

gummata disease

بیماری گوماتا

gummata diagnosis

تشخیص گوماتا

gummata pathology

پاتولوژی گوماتا

gummata infection

عفونت گوماتا

gummata stage

مرحله گوماتا

gummata presence

حضور گوماتا

جملات نمونه

gummata can be a sign of advanced syphilis.

گوماتا می‌تواند نشانه‌ای از آب‌تاق‌های پیشرفته باشد.

the doctor diagnosed the patient with gummata on the skin.

پزشک گوماتا را روی پوست بیمار تشخیص داد.

gummata can cause significant tissue damage.

گوماتا می‌تواند باعث آسیب بافتی قابل توجهی شود.

treatment for gummata often involves antibiotics.

درمان گوماتا اغلب شامل آنتی‌بیوتیک‌ها می‌شود.

gummata may require surgical intervention in severe cases.

در موارد شدید، گوماتا ممکن است نیاز به مداخلات جراحی داشته باشد.

patients with gummata should be monitored regularly.

بیماران مبتلا به گوماتا باید به طور منظم مورد رصد قرار گیرند.

gummata can appear in various parts of the body.

گوماتا می‌تواند در قسمت‌های مختلف بدن ظاهر شود.

understanding gummata is important for medical professionals.

درک گوماتا برای متخصصان پزشکی مهم است.

research on gummata has advanced in recent years.

تحقیقات در مورد گوماتا در سال‌های اخیر پیشرفت کرده است.

gummata may lead to complications if untreated.

اگر درمان نشود، گوماتا ممکن است منجر به عوارض شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید