gumweeds

[ایالات متحده]/ˈɡʌm.wiːdz/
[بریتانیا]/ˈɡʌm.wiːdz/

ترجمه

n. هر یک از چندین گیاه در جنس Grindelia، که به خاطر صمغ چسبنده‌شان شناخته شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

gumweeds habitat

زیستگاه گزنه

gumweeds species

گونه‌های گزنه

gumweeds growth

رشد گزنه

gumweeds benefits

مزایای گزنه

gumweeds distribution

توزیع گزنه

gumweeds ecology

اکولوژی گزنه

gumweeds characteristics

ویژگی‌های گزنه

gumweeds management

مدیریت گزنه

gumweeds research

تحقیقات گزنه

gumweeds uses

کاربردهای گزنه

جملات نمونه

gumweeds are often found in dry, sandy areas.

سرگوشه‌ها اغلب در مناطق خشک و شنی یافت می‌شوند.

many insects rely on gumweeds for food.

حشرات زیادی برای غذا به سرگوشه‌ها وابسته هستند.

gumweeds can be used for medicinal purposes.

می‌توان از سرگوشه‌ها برای اهداف دارویی استفاده کرد.

the bright yellow flowers of gumweeds attract pollinators.

گل‌های زرد روشن سرگوشه‌ها، گرده‌افشان‌ها را جذب می‌کند.

farmers often use gumweeds to improve soil quality.

کشاورزان اغلب از سرگوشه‌ها برای بهبود کیفیت خاک استفاده می‌کنند.

gumweeds are resilient plants that thrive in tough conditions.

سرگوشه‌ها گیاهان مقاومتی هستند که در شرایط سخت رشد می‌کنند.

in some regions, gumweeds are considered invasive species.

در برخی مناطق، سرگوشه‌ها به عنوان گونه‌های مهاجم در نظر گرفته می‌شوند.

gumweeds play a crucial role in their ecosystem.

سرگوشه‌ها نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

children enjoy making crafts using gumweeds.

کودکان از ساختن صنایع دستی با استفاده از سرگوشه‌ها لذت می‌برند.

gumweeds can be identified by their distinct leaves.

می‌توان سرگوشه‌ها را با توجه به برگ‌های متمایزشان شناسایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید