gunmaker

[ایالات متحده]/ˈɡʌnˌmeɪ.kər/
[بریتانیا]/ˈɡʌnˌmeɪ.kɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا شرکتی که اسلحه می‌سازد

عبارات و ترکیب‌ها

famous gunmaker

ساختمان ساز معروف

local gunmaker

ساختمان ساز محلی

custom gunmaker

ساختمان ساز سفارشی

expert gunmaker

ساختمان ساز متخصص

traditional gunmaker

ساختمان ساز سنتی

renowned gunmaker

ساختمان ساز مشهور

vintage gunmaker

ساختمان ساز قدیمی

master gunmaker

ساختمان ساز استاد

reputable gunmaker

ساختمان ساز معتبر

جملات نمونه

the gunmaker crafted a beautiful rifle for the collector.

صنع‌کار تفنگ، یک تفنگ زیبا برای کلکسیونر ساخت.

many gunmakers are skilled artisans with years of experience.

بسیاری از صنع‌کاران تفنگ، صنعتگران ماهر با سال‌ها تجربه هستند.

the gunmaker offered a warranty on all his products.

صنع‌کار تفنگ، ضمانتی برای تمام محصولات خود ارائه داد.

she visited the gunmaker to learn about the manufacturing process.

او برای کسب اطلاعات در مورد فرآیند تولید از صنع‌کار تفنگ بازدید کرد.

as a gunmaker, he takes pride in his craftsmanship.

به عنوان یک صنع‌کار تفنگ، او به مهارت خود افتخار می‌کند.

the local gunmaker specializes in custom firearms.

صنع‌کار تفنگ محلی در سلاح‌های گرم سفارشی تخصص دارد.

gunmakers often participate in trade shows to showcase their work.

صنع‌کاران تفنگ اغلب در نمایشگاه‌های تجاری برای نشان دادن آثار خود شرکت می‌کنند.

he learned the trade from a renowned gunmaker in his hometown.

او این حرفه را از یک صنع‌کار تفنگ مشهور در زادگاهش آموخت.

the gunmaker's shop was filled with various tools and materials.

فروشگاه صنع‌کار تفنگ پر از ابزار و مواد مختلف بود.

after years of hard work, the gunmaker finally opened his own business.

پس از سال‌ها تلاش سخت، صنع‌کار تفنگ سرانجام کسب و کار خود را راه اندازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید