gunsmith

[ایالات متحده]/'gʌnsmɪθ/
[بریتانیا]/'ɡʌnsmɪθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگری که سلاح های گرم را می سازد یا تعمیر می کند؛ یک تکنسین حرفه ای که سلاح ها را تولید یا تعمیر می کند.

جملات نمونه

Gunsmith allows the construction of a bombard cannon.

ساخت یک توپ بمبار توسط آهنگر امکان پذیر است.

The gunsmith carefully inspected the rifle for any defects.

صلاح‌الدین با دقت تفنگ را برای هرگونه نقص بررسی کرد.

He apprenticed with a master gunsmith to learn the craft.

او برای یادگیری این حرفه با یک استاد تفنگساز کارآموزی کرد.

The gunsmith specializes in customizing firearms for hunters.

تفنگساز در سفارشی کردن سلاح گرم برای شکارچیان تخصص دارد.

She took her shotgun to the gunsmith for repairs.

او برای تعمیرات، تفنگ شکاری خود را به تفنگساز برد.

The gunsmith demonstrated how to properly clean and maintain the pistol.

تفنگساز نحوه تمیز کردن و نگهداری صحیح تپانچه را نشان داد.

A skilled gunsmith can modify a firearm to improve its accuracy.

یک تفنگساز ماهر می‌تواند سلاحی را برای بهبود دقت آن تغییر دهد.

The gunsmith engraved intricate designs on the rifle stock.

تفنگساز طرح های پیچیده ای روی نشیمن تفنگ حکاکی کرد.

He consulted a gunsmith to help him choose the right rifle for hunting.

او برای کمک به انتخاب تفنگ مناسب برای شکار با یک تفنگساز مشورت کرد.

The gunsmith adjusted the sights on the handgun for better aim.

تفنگساز برای هدف گیری بهتر، دید را روی تپانچه تنظیم کرد.

After years of practice, he became a skilled gunsmith himself.

پس از سال‌ها تمرین، او خود به یک تفنگساز ماهر تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید