gunrunner

[ایالات متحده]/ˈɡʌnˌrʌn.ər/
[بریتانیا]/ˈɡʌnˌrʌn.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور غیرقانونی سلاح گرم حمل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

gunrunner network

شبکه گانرانر

gunrunner operation

عملیات گانرانر

gunrunner arrest

دستگیری گانرانر

gunrunner activity

فعالیت گانرانر

gunrunner investigation

تحقیقات گانرانر

gunrunner deal

معامله گانرانر

gunrunner threat

تهدید گانرانر

gunrunner group

گروه گانرانر

gunrunner scheme

طرح گانرانر

gunrunner supplier

تامین‌کننده گانرانر

جملات نمونه

the authorities arrested a notorious gunrunner last night.

مقامات شب گذشته یک قاچاقچی سلاح مشهور را دستگیر کردند.

gunrunners often operate in the shadows of society.

قاچاقچیان سلاح اغلب در حاشیه های جامعه فعالیت می کنند.

the police are cracking down on gunrunners in the region.

پلیس در حال سرکوب قاچاقچیان سلاح در منطقه است.

he was convicted for being a gunrunner and selling illegal weapons.

او به دلیل قاچاق سلاح و فروش سلاح غیرقانونی محکوم شد.

gunrunners are often linked to organized crime syndicates.

قاچاقچیان سلاح اغلب به سندیکا های جنایتکار سازمان یافته مرتبط هستند.

the investigation revealed a network of gunrunners across the country.

تحقیقات یک شبکه از قاچاقچیان سلاح در سراسر کشور را نشان داد.

international laws aim to combat the activities of gunrunners.

قوانین بین المللی برای مقابله با فعالیت های قاچاقچیان سلاح هدف گذاری می کنند.

gunrunners pose a significant threat to national security.

قاچاقچیان سلاح یک تهدید جدی برای امنیت ملی به شمار می روند.

many gunrunners use sophisticated methods to evade capture.

بسیاری از قاچاقچیان سلاح از روش های پیچیده برای فرار از دستگیری استفاده می کنند.

the rise of gunrunners has led to increased violence in cities.

افزایش قاچاقچیان سلاح منجر به افزایش خشونت در شهرها شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید