trafficker

[ایالات متحده]/'træfikə/
[بریتانیا]/ˈtræfikə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در خرید و فروش (غیرقانونی) مشغول است؛ یک تاجر یا فروشنده.

عبارات و ترکیب‌ها

human trafficker

قاچاقچی انسان

drug trafficker

قاچاقچی

جملات نمونه

A drug trafficker was arrested by the police yesterday.

یک قاچاقچی مواد مخدر دیروز توسط پلیس دستگیری شد.

The police tried to prevent infiltration by drug traffickers.

پلیس تلاش کرد تا نفوذ قاچاقچیان مواد مخدر را جلوگیری کند.

India plans to decriminalize prostitution by treating sex workers as victims and not offenders, and instead going after traffickers, pimps, brothel owners and clients, a government official said.

هند قصد دارد روسری را جرم‌انگاری نکند و کارگران جنسی را به عنوان قربانی و نه مجرم در نظر بگیرد و به جای آن، قاچاقچیان، دلالان، صاحبان هتل و مشتریان را تعقیب کند، یک مقام دولتی گفت.

The trafficker was arrested for smuggling drugs across the border.

قاچاقچی به اتهام قاچاق مواد مخدر از مرز دستگیر شد.

Law enforcement agencies are working together to catch the human trafficker.

نهادهای مجری قانون برای دستگیری قاچاقچی انسان با یکدیگر همکاری می‌کنند.

The trafficker was found guilty of trafficking illegal weapons.

قاچاقچی به اتهام قاچاق سلاح غیرقانونی گناهکار شناخته شد.

The police are investigating a notorious trafficker involved in human trafficking.

پلیس در حال تحقیق در مورد یک قاچاقچی انسان مشهور است.

The trafficker was sentenced to ten years in prison for his involvement in the illegal trade.

قاچاقچی به دلیل نقش او در تجارت غیرقانونی به ده سال حبس محکوم شد.

Authorities are cracking down on wildlife traffickers to protect endangered species.

مقامات در حال سرکوب قاچاقچیان حیات وحش برای محافظت از گونه های در معرض خطر هستند.

The trafficker was caught red-handed with a large quantity of counterfeit goods.

قاچاقچی در حالی که مقدار زیادی کالای تقلبی در دست داشت دستگیر شد.

Traffickers often exploit vulnerable individuals for their own profit.

قاچاقچیان اغلب از افراد آسیب پذیر برای سود خود سوء استفاده می کنند.

The international community is working together to combat human traffickers.

جامعه بین‌المللی برای مقابله با قاچاقچیان انسان با یکدیگر همکاری می‌کنند.

The trafficker was known for his involvement in the illegal ivory trade.

قاچاقچی به دلیل نقش او در تجارت غیرقانونی عاج شناخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید