gunslinger

[ایالات متحده]/'gʌnslɪŋə/
[بریتانیا]/'ɡʌnslɪŋɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجرم مسلح; تیرانداز.

جملات نمونه

The gunslinger drew his weapon quickly.

آن تفنگدار به سرعت سلاح خود را بیرون کشید.

The gunslinger was known for his quick draw.

آن تفنگدار به خاطر سرعت عملش معروف بود.

The gunslinger rode into town on his horse.

آن تفنگدار با اسب خود وارد شهر شد.

The gunslinger's reputation preceded him.

شهرت آن تفنگدار پیش از او مشهور بود.

The gunslinger faced off against his rival in a duel.

آن تفنگدار در یک دوئل با رقیب خود روبرو شد.

The gunslinger had a steady hand and keen eyesight.

آن تفنگدار دست ثابت و بینایی قوی داشت.

The gunslinger's hat cast a shadow over his face.

کلاه آن تفنگدار سایه‌ای روی صورتش می‌انداخت.

The gunslinger's holster was worn from frequent use.

غلاف آن تفنگدار به دلیل استفاده مکرر کهنه شده بود.

The gunslinger's reputation as a sharpshooter was well-deserved.

شهرت آن تفنگدار به عنوان یک تیرانداز ماهر به حق بود.

The gunslinger's presence in the saloon caused a stir.

حضور آن تفنگدار در سالون باعث ایجاد هیاهو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید