the guru of high finance.
استاد امور مالی بالا
he was enthroned as the guru of the avant-garde.
او به عنوان مرشد هنر نوآور تاجگذاری شد.
Producing genuine understanding in the mind is not easy, so pray to your guru with uncontrived, fervent devotion.
تولید درک واقعی در ذهن آسان نیست، بنابراین با تعهد داغ و بدون تظاهر به گورو خود دعا کنید.
It also claims that Mrs Blair's lifestyle guru, Carole Caplin, continued to have a very close relationship with the couple.
همچنین ادعا می کند که کارول کپلین، مربی سبک زندگی خانم بلیر، همچنان رابطه بسیار نزدیکی با این زوج داشت.
The place of worship is the gurdwara, the chief example being the Harimandir, which was founded by Guru Arjun, several times destroyed, and finally rebuilt by Ranjit Singh.
محل عبادت، گورودوارا است، نمونه اصلی آن هریماندیر است که توسط گرو ارجن تاسیس شد، چندین بار ویران شد و در نهایت توسط رنجیت سینگ بازسازی شد.
Carole Caplin, Mrs Blair's lifestyle guru, is said to have negotiated many of the discounts amid concern from senior civil servants at the time.
گفته می شود کارول کپلین، مربی سبک زندگی خانم بلیر، بسیاری از تخفیف ها را در میان نگرانی از مقامات ارشد دولتی در آن زمان مذاکره کرده است.
Don't necessarily trust somebody just because they call themselves a guru.
لا دلیلی ندارد که صرفاً به این دلیل کسی را باور کنید که خود را یک متخصص یا راهنما معرفی میکند.
منبع: Engvid Super Teacher SelectionI learned how to apply my own makeup by watching beauty gurus on the internet.
من یاد گرفتم چگونه آرایش خودم را با تماشای متخصصان زیبایی در اینترنت انجام دهم.
منبع: Hobby suggestions for ReactAnd I would rather be a guide than try and be a guru.
و من ترجیح میدهم یک راهنما باشم تا اینکه سعی کنم خودم را یک متخصص یا راهنما معرفی کنم.
منبع: Cambridge top student book sharingAndrew Cote is the guru of high-rise beekeeping and a third generation beekeeper.
اندرو کوت، متخصص یا راهنمای پرورش زنبور در ساختمانهای بلند است و یک نسل سوم زنبوردار است.
منبع: Human PlanetWe call her vampire Karen because she's the blood donor guru of our group.
ما او را کارن خونآشام مینامیم زیرا او متخصص یا راهنمای اهدای خون گروه ما است.
منبع: VOA Standard English_AmericasThis is the perfect place to remember one of its founding gurus.
این مکان مناسبی برای یادآوری یکی از متخصصان یا راهنمایان بنیانگذار آن است.
منبع: How Steve Jobs Changed the WorldAnd a guru is an expert in something. So did this guru teach you anything new, Sophie?
یک متخصص یا راهنما در زمینهای متخصص است. آیا این متخصص یا راهنما به شما چیز جدیدی یاد داد، سوفی؟
منبع: 6 Minute EnglishIt used to be only men, now anybody can be a guru.
قبلاً فقط مردها بودند، اکنون هر کسی میتواند یک متخصص یا راهنما باشد.
منبع: Engvid Super Teacher SelectionOkay, so we called Steve Jobs a guru a few times already. Let's think about that.
بسیار خوب، ما چند بار استیو جابز را یک متخصص یا راهنما نامیدیم. بیایید در مورد آن فکر کنیم.
منبع: How Steve Jobs Changed the WorldCountless pilgrims came to hear the guru speak.
مسافران بیشماری برای شنیدن سخنان متخصص یا راهنما آمدند.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید