gyro

[ایالات متحده]/ˈdʒaɪərəʊ/
[بریتانیا]/ˈdʒaɪroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ژیروسکوپ یا دستگاهی برای اندازه‌گیری جهت‌گیری؛ قطب‌نمای ژیروسکوپی؛ اتوژیرو

عبارات و ترکیب‌ها

gyro sandwich

ساندویچ ژیرو

gyro meat

گوشت ژیرو

gyro plate

ظرف ژیرو

gyro wrap

پیاده‌روی ژیرو

gyro sauce

سس ژیرو

gyro salad

سالاد ژیرو

gyro bowl

کاسه ژیرو

gyro platter

سینی ژیرو

gyro cart

چرخ ژیرو

gyro shop

فروشگاه ژیرو

جملات نمونه

he ordered a gyro for lunch.

او برای ناهار یک ژیرو سفارش داد.

the gyro is a popular street food.

ژیرو یک غذای خیابانی محبوب است.

she loves the taste of a chicken gyro.

او عاشق طعم ژیرو مرغ است.

they served gyro with fresh vegetables.

آنها ژیرو را با سبزیجات تازه سرو کردند.

we enjoyed a late-night gyro at the food truck.

ما از ژیرو دیرهنگام در کامیون غذا لذت بردیم.

gyro wraps are great for a quick meal.

ساندویچ‌های ژیرو برای یک وعده غذایی سریع عالی هستند.

he added extra sauce to his gyro.

او سس اضافی به ژیروی خود اضافه کرد.

the restaurant specializes in authentic gyro.

رستوران در تهیه ژیرو اصیل تخصص دارد.

she learned to make gyro from her grandmother.

او یاد گرفت ژیرو را از مادربزرگش درست کند.

gyro is often served with tzatziki sauce.

ژیرو اغلب با سس تزایکی سرو می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید